تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 30

مساهمون:

ص٣٠

ارزش سخن

شخصيت و ارزش انسانى هنگام سخن گفتن آشكار مىشود و در حديث آمده است « المرء مخبوء ، تحت لسانه » و على ( ع ) فرمود : « تكلّموا تعرفوا فانّ المرء مخبوء تحت لسانه » سخن گوييد تا بشناسيد كه شخصيت آدمى هنگام سخن گفتن آشكار شود . مولوى گويد :
گفت پيغمبر به تمييز كسان * مرء مخفى لدى طى اللّسان
و در آداب سخن گفته‌اند : اول سلام آنگاه سخن - السلام قبل الكلام و در اداء سخن بايد دقت فراوان كرد كه گفته‌اند « كه قاضى پس از اقرار نشنود انكار . » راجع به ارزش و مقام سخن بزرگان علم و ادب سخنها گفتند از جمله فردوسى فرمايد :
سخن تا نگويى توانيش گفت * ولى گفته را باز نتوان نهفت سخن تا نگويى بود زير پا * چو گفتى ورا بر سر توست جاى سخن همچو مرغى است كش دام كام * نشيند به هرجا چو بجهد به دام
گرشاسب‌نامه اسدى و مولوى در قصهء بازرگان و طوطى به مقام و ارزش سخن اشاره مىكند :
. . . من پشيمان گشتم اين گفتن چه بود * ليك چون گفتم پشيمانى چه سود نكته‌اى كآن جست ناگه از زبان * همچو تيرى دان كه آن جست از كمان وا نگردد ، از ره آن تير اى پسر * بند بايد كرد سيلى را ز سر چون گذشت از سر جهانى را گرفت * گر جهان ويران كند نبود شگفت اى زبان هم آتش و هم خرمنى * چند اين آتش در اين خرمن زنى در نهان جان از تو افغان مىكند * گرچه هرچه گوييش آن مىكند اى زبان هم گنج بىپايان تويى * اى زبان هم رنج بىدرمان تويى هم صفير و خدعهء مرغان تويى * هم انيس وحشت هجران تويى چند امانم ميدهى اى بىامان * اى تو زه كرده به كين من كمان « 1 » »
هامش
( 1 ) . مأخوذ از تتبعات استاد فروزانفر در شرح مثنوى شريف ، جزء دوم از دفتر اول .