تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 27

مساهمون:

ص٢٧
گرفت ، كلاه و لباس پارسيان در بين خواص شايع شد حتى قضات كلاه‌هاى بزرگ ايرانى را بر سر مىنهادند . خلفا نيز مطابق رسم و آيين ايران كلاه بر سر مىنهادند ، و دور آن عمامه و منديل مىپيچيدند و در وضع و طرز پيچيدن و در سر نهادن عمامه تفنن مىكردند همانطور كه هر طبقه از ايرانيان يك نحو عمامه بر سر مىگذاشتند طبقات مختلف هريك ، يك نوع عمامه براى خود اختيار مىنمودند خلفا ، امرا ، فقها ، و ديگر گروههاى اجتماعى هريك به نحوى خاص عمامه‌اى بر سر مىگذاشتند ، هر دسته لباس مخصوص نظير لباس ايرانيان بر تن مىكردند ، قضات و ياران و متابعين آنها ، شحنه ، شهربان و ملازمان سلطان و درباريان و سپاهيان و طبقات ممتاز هر يكى برحسب مرتبه و درجه و شغلى كه داشتند يك طرز پوشاك اختيار مىكردند و بدان شناخته مىشدند بعضى مبطنه ( جبه آستردار ) و برخى درّاعه ( يعنى جامه دراز ) مىپوشيدند ، شعرا رداى سياه يا زركش و حله ديباى زردوز مىپوشيدند . يكى از شعراى آن عصر لباس قديم را بر تن كرد شعراى ديگر او را هجو و مذمت كردند . خلفاى بنى اميه اگر مىخواستند به كسى چيزى بدهند موافق رسم و عادات اعراب به وى شتر مىبخشيدند ، اما در زمان عباسيان جايزه عبارت از بارهاى سيم و زر و رخت و اسب يا غلام و كنيز بود . در زمان عباسيان شاعرى بدوى بنام ناهض بن ثومه از تغيير عادات عرب غرق در شگفتى شد و وقتى كه تشريفات جشن عروسى و انواع اطعمه و خوراكهاى رنگارنگ و اقسام لباسها و تجملات گوناگون و آلات موسيقى ايران را ديد از شدت حيرت بسى خنديد و حضار را بخنده درآورد ، به نظر احمد امين اگر او يكى از جشنهاى بغداد را مشاهده مىكرد حتما ديوانه مىشد . در آن عصر ، گروهى در كسب لذات و تنعم و تمتع از زندگى افراط مىكردند ، همين كه از يك نوع لذت و طرب خسته مىشدند ، عيشى نوين و سماعى تازه ابداع مىنمودند و چون اندكى آرام مىگرفتند ، مبلغين طرب براى نشاطى جديد از آنان دعوت مىكردند ، هر خليفه كه بر اورنگ مىنشست از سلف خويش در عيش و نشاط پيشى مىگرفت . در ميان خلفاى بنى عباس ، ابو العباس سفاح و منصور اهل سعى و عمل بودند ، ولى مهدى فرزند منصور بر خلاف پدر به بذل و بخشش و عيش و طرب پرداخت و ديگر خلفا از او پيروى كردند و در بسيارى از موارد در لهو و لعب از او پيشى گرفتند . . . « 1 » » . اكنون كه از بحث كلى فارغ شديم برمىگرديم به اصل موضوع يعنى مسائل اخلاقى و اجتماعى ايران را از نظر تاريخى مورد مطالعه قرار مىدهيم .
هامش
( 1 ) . پرتو اسلام ج 2 صفحه 151 ببعد .