مىشد ، مورد اعتناى زيادى نبوده است و به اين طريق انبوهى از حكايات اخلاقى كه از سلاطين داستانى ايران يا دانايان افسانهها نقل و كلمات حكيمانه كه به جاماسب و بزرجمهر يا فلان موبد و برهمن نامعلوم اسناد داده مىشد پيدا شده و نمو گرفت ، از اين قبيل تأليفات كه بيشمار است در عربى ، بعضى از كتب جاحظ و ثعالبى و زمخشرى و در فارسى قابوسنامه عنصر المعالى و سياستنامه نظام الملك و جوامع الحكايات عوفى و مرزباننامه معروف هستند . . . « 1 » » .
تعليمات اجتماعى ، اخلاقى و سياسى
بطورى كه گفته شد ، در ضمن تواريخ و كتب مدنى و اجتماعى ايران در دوران بعد از اسلام گاه به يك سلسله تعاليم و آموزشهاى اخلاقى و اجتماعى و سياسى برمىخوريم كه بعضى از مورخين آنها را منسوب به مغز و انديشه انوشيروان يا بزرگمهر و جز اينها مىدانند ، با اينكه در صحت انتساب اين تعاليم به اين اشخاص ، صاحبنظران ترديد كردهاند ، مطالعه اين پندنامهها سودمند ، و نمودار تفكر سياسى ، اجتماعى و فلسفى آن دوران است .
اندرزنامه يا پندنامه
از جمله رسالههائى كه به زبان پهلوى باقى مانده رسالهاى چند است به عنوان اندرزنامه ، هريك مشتمل بر حكم و پند و اندرز و دستورهاى اخلاقى و دينى و متعلق به دورهء ساسانيان مىباشد . و مفاد بسيارى از آنها در دورهء قبل از ساسانيان و در اوستا نيز موجود است ، هريك از اندرزنامههاى مذكور به يكى از بزرگان دين زردشت و يا يكى از سران و پادشاهان باستانى و يا داستانى نسبت داده شده و ترجمههاى فارسى برخى از آنها در شاهنامه محفوظ مانده است ، متون پهلوى قسمتى از اين اندرزنامهها امروز در دست است و بعضى از آنها به زبانهاى انگليسى و گجراتى و فارسى ترجمه گرديده و به طبع رسيده از آن جمله است :
اندرز خسرو كواتان ، اندرز آذرپاد مارسپندان ، اندرز بزرگمهر ، اندرز زرتشت پسر آذرپاد ، اندرز آذرپاد زرتشتان ، اندرز اوشتر داناك ، اندرز بخت آفريد ، اندرز آذرپاد فرنبغ و غيره ، تاريخ تأليف اين رسالهها درست معلوم نيست و برخى از آنها به عربى ترجمه شده و در كتب اسلامى ضبط گرديده است و گاهى به يكى از فلاسفه يونان نسبت داده شده است و چه بسا كه كلمات ايرانيان و يونانيان درهم آميخته و به يكى از بزرگان اسلام منسوب گرديده است . « 2 » »
هامش
( 1 ) . نقل و تلخيص از ديباچهء كتاب تحفة الملوك در آداب كه بين ربع اول قرن هفتم و ربع آخر قرن هشتم تأليف شده است .
( 2 ) . دايرة المعارف فارسى ، صفحهء 265 .