تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 28

مساهمون:

ص٢٨

كتب اخلاقى در قرون وسطى

در زمينهء تعليمات اخلاقى و آداب معاشرت از ديرباز ، دو قوم ايرانى و عرب به تدوين كتب و رسالاتى مبادرت كرده‌اند ، اعراب در دوران جاهليت اشعار و امثال و اقوالى به دانايان و عقلاى خود ، مانند لقمان ، حاتم يا به انبيا و ملوك نظير دانيال و سليمان اسناد داده‌اند و در دوران بعد از اسلام نيز در پيرامون مسائل اخلاقى ، روايات و احاديث بسيارى به پيشواى اسلام و صحابه و ساير بزرگان عالم اسلام منسوب است . در ايران نيز در دوران باستانى و بعد از آن امور و مسائل اخلاقى مورد توجه بوده است كتابهائى نظير اندرز خسرو قبادان ، و اندرز مارسپندان و پندنامهء زردشت و اندرزهاى بزرگمهر و كتاب بزرگ و پرارزش خداىنامه ( خوذاى نامك ) كه بزرگترين مأخذ تاريخى ايران در اواخر ساسانيان است و به همت ابن المقفع ، به عربى ترجمه و سير الملوك ناميده شده است ، غير از مطالب تاريخى اين نوع كتب محتوى وصاياى سياسى و آداب و تعاليمى است كه از طرف وزراى دانشمند و موبدان و پيشوايان مذهبى به مردم زمان داده شده است . بطوريكه در ديباچهء كتاب تحفة الملوك در آداب نوشته شده است « . . . از قرن سوم اسلامى به اين طرف تأليفات زيادى بوجود آمده كه در وسعت دائره و فراوانى مايه ، جالب توجه بوده و تحت عنوان سياست ، آداب ، نصايح ، وصايا ، حكم ، سير ، نوادر ، ملح ، امثال خطب و حكايات در عالم اسلامى انتشار گرفت اين مجموعه‌ها ، نه تنها چنان كه گفته شد ، داستانها و قصه‌ها و افسانه‌ها ، پندهاى سلاطين و وزراء و عقلا و موبدان ايرانى يا اقوال پيغمبر و امامان و خلفا و علما و شعراى عرب و گاهى انبياى بنى اسرائيل را محتوى بود ، بلكه روايات معروف و مرغوب يهودى و سريانى و هم‌چنين فلسفه اخلاقى هندى و يونانى نيز در ايجاد اين نوشتجات اخلاقى و سياسى پرمايه و هنگفت بىتأثير نبوده‌اند . اسامى هرمس حكيم . . . ارسطو ، افلاطون ، فيثاغورث ، ديوجانس ، زنون ، سقراط و حتى بقراط در جنب اسامى فريدون ، گشتاسب ، زردشت ، دارا ، اردشير ، انوشيروان و جاماسب ديده مىشود . طرز نگارش مخصوصى در اين قسم كتب معمول شد كه عبارت از اينست كه مطالب را متواليا با آيات قرآنى و احاديث نبوى و اشعار ، مزين مىكردند ، اين نكته قابل توجه است كه يكى از خصايص غريب غالب اين قسم كتب آنست كه بجز در مورد اقوال منسوب به پيغمبر يا اشخاص خيلى معروف تاريخ عهد اسلامى ، به هويت اشخاصى كه اقوال يا افعال روايت شده منسوب به آنهاست و حتى به اينكه اشخاص مورد بحث كه مصدر فلان حكمت سياسى و اخلاقى قرار داده مىشوند اصلا تاريخى يا اساطيرى يا به كلى وهميست اهميتى داده نمىشد و حتى اغلب تناقضات تاريخى و خلط دو شخص تاريخى مختلف به همديگر ، مادامى كه اقوال منسوب به آنها خوب و مفيد شمرده