تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 290

مساهمون:

ص٢٩٠
هردو ، مسئول تأمين معاش خانواده هستند ولى در اسلام زنان از غم تحصيل معيشت براى خود و فرزندانشان آسوده‌اند و اين وظيفه بعهدهء شوهران نهاده شده است . و از اينرو زنان با آسايش خاطر ( كه يكى از نعمتهاى مهم زندگيست ) به امور خانوادگى يا شخصى مىپردازند . از موارد ديگر كه زنان در غرب دچار گرفتارى و سختى بودند موضوع « طلاق » است : اولا برطبق قوانين مذهبى و بخصوص تصريح انجيل و تأييد كليساى كاتوليك ، ازدواج بعنوان « عقد غيرقابل انحلال » تلقى شده است ، و بفرض آنكه مردى همسر خود را طلاق دهد هيچكس اجازه ندارد با آن زن مطلّقه ، ازدواج كند چنان كه در انجيل آمده : « هركس زن مطلّقه را نكاح كند زنا كرده باشد » ! ( انجيل متى باب پنجم ) . پس از چندى غربىها از آنجا كه ملاحظه كردند بعضى از زناشويىها حقا غيرقابل تحمل است ! بناچار تدبيرى انديشيده و راهى پيدا كردند بنام « جدايى جسمانى » ! بدينصورت كه زن و شوهر ناسازگار ، در خانه‌هاى جداگانه بسر مىبردند بدون اينكه همهء روابط حقوقى و تكاليف آنها نسبت به يكديگر از ميان برود ، در عين حال نه آن مرد اجازه داشت همسرى اختيار كند و نه زن حق داشت شوهر ديگرى داشته باشد و ارتباط نامشروع آنها هم قابل تعقيب بود . مدت اين جدايى بيش از سه سال طول نمىكشيد و بعد از انقضاى مدت ، ناچار لازم بود دوباره با يكديگر زندگى كنند ! بعدها كوشش بسيار انجام پذيرفت تا بالأخره برخى از كشورهاى اروپايى طلاق را پذيرفتند ولى در كشورهايى چون ايتاليا و پرتغال طلاق هنوز مجاز نيست با اينكه اسلام اين مشكل را از روزهاى نخست به خوبى حل كرده است . در اينجا مقصود آن نيست كه از تمام محروميت‌ها يا مشكلات زنان در غرب سخن به ميان آورده شود و با حقوقى كه اسلام به زن بخشيده مقايسه گردد كه اين كار خود نياز به كتابى جداگانه و مستقل دارد ، بلكه مقصود آنست كه همينقدر بدانيم زنان در كشورهاى غربى پس از سالها مبارزات به حقوقى دست يافته‌اند كه اسلام در 14 قرن پيش بسيارى از آنها را براى زنان آورده است و البته تمدن غربى اگر در استيفاى حقوق زنان كوشيده ، ضمنا بىبندوبارى و فساد اخلاقى عظيمى را نيز براى ايشان به ارمغان آورده است ! كه بىشك بالاترين ضربه‌ها را به شخصيت زن از اينطريق وارد كرده است كه در مقايسهء با حفظ عفاف و اخلاق زن در « شريعت اسلامى » اهميت و امتياز قوانين حقوقى اسلام آشكارتر مىشود . در عين حال لازمست توجه كنيم كه اگر در فقه و حقوق اسلامى بىطرفانه و بدون تعصب امعان نظر شود و آراء خشك و قشرى برخى از افراد را بكنار نهيم حقوق زن را در اسلام خيلى مترقىتر از آنچه