تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 287

مساهمون:

ص٢٨٧
دوشيزه‌اى از اظهار موافقت ، شرم دارد اما اولياء او مىدانند كه به ازدواج با فلان مرد ، راضى است ، در اين صورت است كه سكوت وى ، حمل بر رضاى او مىشود . ولى اگر ناخشنودى خود را اعلام كند يا خاموشى او دلالت بر رضايتش نداشته باشد ازدواج وى صحيح نيست . به همين جهت در آثار نبوى ( ص ) آمده است كه : « جاءت جارية بكر إلى النّبىّ صلى اللّه عليه و آله و سلّم فذكرت أنّ ابّاها زوّجها و هى كارهة ! ، فخيّرها النّبىّ صلّى اللّه عليه و آله و سلّم » . يعنى : « دختر باكره‌اى نزد پيامبر ( ص ) آمد و گفت كه پدرش او را به همسرى كسى درآورده است با اينكه وى از اين كار راضى نبوده ! پيامبر به او اختيار داد كه ازدواجش را فسخ كند يا آن را بپذيرد » . و نيز آمده است : « عن خنساء بنت خدام الأنصاريّة أنّ أباها زوّجها و هى ثيّب فكرهت ذلك فأتت رسول اللّه صلّى الّه عليه و آله و سلّم فردّ نكاحها » . يعنى : « خنساء دختر خدام كه از انصار بود گفت : پدرش او را به همسرى مردى درآورد و او بيوه بود ولى از كار پدر رضايت نداشت ، سپس بنزد رسول خدا ( ص ) آمد و ماجرا را بازگفت ، رسول اكرم ( ص ) نكاح او را باطل شمرد » . اين آثار در صحيحترين كتب اهل سنت مانند « صحيح بخارى » و « ابو داود » آمده است ، و با آثارى كه علماى شيعه در كتب خود آورده‌اند ، موافقت دارد . ( به : وسائل الشيعه ، اثر شيخ حرّ عاملى ، كتاب النكاح ، نگاه كنيد ) .

ص 208 ، س 18 :

از قول رسول مىنويسد كه « اين نكاح بندگى است ، بنگريد تا فرزند خود را بندهء كه مىگردانيد » . شگفت از نويسنده‌اى كه ملاك صحت اخبار را نمىداند و از « علم الحديث » و فنون آن بىخبر است و چنان مىپندارد كه هرچه در « كيمياى سعادت » آمده ، به قطع و يقين از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم صادر شده است ! حديثى كه وى از « كيمياى سعادت » نقل كرده : اولا در هيچيك از كتب صحاح اهل سنت و كتب اربعهء شيعه نيامده است بلكه اين حديث را « ابو عمرو توقانى » در كتاب « معاشرة الأهلين » ذكر كرده و كتاب او مرجع احكام ، و مبيّن سنّت نبوى ( ص ) شمرده نمىشود . ثانيا ، حديث مزبور به اصطلاح اهل فن ، موقوف بر « عائشه » است يعنى از قول او رسيده نه از قول رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم چنان كه « زين الدين عراقى » در تخريج أحاديث احياء العلوم اين معنا را ياد نموده است . ثالثا ، قرآن كريم كه مرجع موثّق و معتمد مسلمانانست زن را چون جامهء مرد و مرد را چون جامهء زن شمرده چنان كه مىفرمايد :
« هُنَّ لِباسٌ لَكُمْ وَ أَنْتُمْ لِباسٌ لَهُنَّ »
( البقره / 187 ) . و
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 287 | مرتضى راوندى