سياست و اخلاق حضرت امير
حضرت على ( ع ) پس از قبول خلافت از روش ظالمانهء عثمان پيروى نكرد ، به شدت با ولخرجيها و حيف و ميلى كه او در بيت المال كرده بود بمبارزه و مقابله برخاست ، از جمله در يكى از خطابهها فرمود : « به خدا سوگند اگر برخوردم به مالى كه به كابين زنان داده شده و كنيزها با آن مال به ملكيت درآمده بىدرنگ آن مال را به بيت المال و صاحبش رد خواهم كرد ، چه در عدالت گشايش است ، كسى كه عدالت او را به مضيقه و فشار گذارد ! بىدادگرى البته بيشتر دچار فشارش خواهد كرد . « 1 » » در جاى ديگر در مذمّت دينفروشان چنين مىفرمايد :
« . . . به سوى خدا شكايت مىبرم از گروهى كه در تاريكيهاى جهالت زندگى مىكنند . . .
متاعى نزد اين قوم بىارجتر از كتاب خدا نيست ، آنگاه كه به حق تلاوت شود و متاعى رايجتر و پربهاتر از كتاب نيست ، آنگاه كه از موارد حقيقى خود تحريف شود ، نزد اين مردم چيزى منكرتر از معروف ، و معروفتر از منكر نيست . « 2 » » - زمانى كه آن حضرت گفتار خوارج را شنيد كه مىگفتند لا حكم الّا للّه ( حكومتى نيست مگر براى خدا ) - فرمود : كلمهء حقى است كه باطل به آن اراده شده است : « كلمة حق يراد بها الباطل » به نظر على حكومت بايد در دست كسى باشد كه مردم در سايهء حكومتش به كار خود بكوشند و مسلمانان به پشتيبانى او با دشمن كارزار كنند ، حق ضعيف از قوى باز گرفته شود و نيكوكار به راحتى زيست كند و از شر بدكاران در امان باشد . « 3 » » در جاى ديگر حضرت ، مردم را از پيروى هوسها و دنبال كردن آرزوهاى طولانى بر حذر مىدارد . « 4 » »
پس از استقرار حكومت اسلامى در ايران و ديگر كشورهاى خاورميانه امويان در دوران صد سالهء فرمانروائى خود ضمن كشورگشائى ، بعضى از عادات و رسوم ديگران را با نوعى تغيير و تبديل اقتباس مىكردند ، ولى پس از روى كار آمدن عباسيان ، در اثر نفوذ رجال و شخصيتهاى سياسى ايران ، در سازمانهاى ادارى و حكومتى ، بسيارى از رسوم و عادات و سنن ايرانيان بين اعراب و خلفاى عباسى راه يافت ، به قول احمد امين محقق و پژوهندهء مصرى عباسيان ، رسوم و عادات مردم ديگر را بدون اندك تغييرى تقليد و اخذ كرده بودند . مثلا عيد نوروز را كه عيد باستانى ايران بود و در زمان بنى اميه نام و نشانى نداشت در عصر عباسيان يك عيد ملى رسمى شده بود . و به اندازهء عيد فطر به آن توجه داشتند و خلفا براى تبريك و تهنيت در آن ايام مىنشستند و از مردم پذيرائى مىكردند و شعرا قصايد نغز مىسرودند و هدايا و تحف پيشكش مىشد . همچنين لباس و وضع ايرانى در آن زمان ، مورد توجه و تقليد عباسيان قرار
هامش
( 1 ) . سيد محمود طالقانى ، نهج البلاغه ، ص 83 .
( 2 ) . همان كتاب ص 93 .
( 3 ) . همان كتاب ص 149 .
( 4 ) . همان كتاب ص 151 .