تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 283

مساهمون:

ص٢٨٣
مشاركت بسپاريد و در اموال يكديگر شريك و سهيم باشيد كه در آن امور شما را عقابى و عذابى نخواهد بود » ! ! ( رجوع شود به كتاب فتنهء باب صفحهء 20 و مقايسه شود با تاريخ نبيل زرندى و ظهور الحق از كتب خود بهائيان ) . با اين حال ، شجاعت و آزادگى « قرّة العين » چه مفهومى دارد ؟

ص 205 ، س 2 :

پس از ظهور اسلام مغاكى ژرف بين زنان و مردان پديد آمد و . . . نيمى از خاورميانه و شمال افريقا را با مشكلات مواجه ساخت . در اينجا نويسنده ، خدمات اسلام را نسبت به زن به كلى ناديده گرفته و توجه نداشته است كه اسلام : « مغاك ژرف بين مردان و زنان پديد نياورد » بلكه زنان را از « زنده به گور شدن در كودكى » و « نكاح استبدال » ! و « نكاح شغار » ! و « به ميراث رفتن » و ده‌ها قانون ضد انسانى ديگر كه در عربستان رواج داشت نجات بخشيد و براى زن ، حق مالكيت ، حق نفقه ، سهم الارث ، كابين و جز اينها قرار داد . تعدّد زوجات را كه پيش از اسلام در ميان عرب و برخى از اقوام ديگر بطور نامحدود ، رايج بود به 4 زن تقليل داد و آنانرا نيز به حكم آيهء شريفه :
« فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَواحِدَةً »
( النساء / 3 ) ، مقيد به شرط « عدالت » كرد كه چون عدالت ميسر نبود « بايد به يك زن بسنده كنند » و عدالت را چنان تفسير كرد كه « معاذ بن جبل » يكى از ياران پيامبر ( ص ) چون دو زنش به بيمارى طاعون درگذشتند ، خلاف عدالت شمرد كه يكى را پيش از ديگرى دفن كند ! عاقبت به حكم قرعه ، دفن يكى از آن دو را مقدم داشت ( تفسير مجمع البيان ذيل آيهء 131 سورهء نساء ) . و « على عليه السلام » چون نوبت به يكى از دو همسرش فرامىرسيد ، حتى وضوء نماز را در منزل همسر ديگر نمىساخت ! ( تفسير ابو الفتوح رازى ، ذيل آيهء 131 سورهء نساء ) . با اينهمه اسلام ، تعدد زوجات را امرى « واجب » نشمرد بلكه آن را در هنگام نياز « جايز » شمرد مانند زمان جنگ كه معمولا مردان بيشتر از زنان كشته مىشوند و زنان بيوه ، در معرض فساد قرار مىگيرند ( چنان كه آمار نشان داده پس از جنگهاى بزرگ ، رقم فحشاء رو به افزايش رفته است ) و يا بىسرپرست ميمانند و به هر حال نياز به شوهر دارند و مردانى كه هنوز ازدواج نكرده‌اند كمتر به زناشويى با ايشان ( بخصوص با داشتن چند فرزند ) رغبت مىكنند و همچنين موارد ديگر از قبيل عقيم بودن زنان و غيره پيش مىآيد كه در اين صورت زمينهء ازدواج با همسر ديگرى ( به شرط عدالت كامل كه براى اغلب مردان ميسر نيست ) فراهم مىگردد . جالب اينجاست هنگامى كه اسلام ظهور كرد زنان در ايران ، دچار گرفتاريهاى گوناگون بودند ، بزرگان ايرانى ! غالبا ازدواج با محارم را روا ميشمردند ، « كمبوجيه » دو خواهر