تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 281

مساهمون:

ص٢٨١
المولود » اثر : ابن قيّم جوزيّه و ديگر كتب معتبر فقهى نگاه كنيد .

ص 197 ، س 22 :

در كشورهاى سوسياليستى . . . نتيجهء مطلوبى از اين نوع آموزش و پرورش به دست آمده است . امروز هيچيك از روانشناسان و روانپزشكان ترديد ندارند كه آغوش پرمهر مادر و پرستارى دلسوزانهء او از كودكش با مراقبت افراد بيگانه از كودكان ، زمين تا آسمان تفاوت دارد ( همچنانكه شير زنده و طبيعى مادر با شير خشك مصنوعى در تغذيه و تقويت كودك تفاوت مىكند ) . از طرفى اشتغال زنان در كارخانه‌ها در كشورهاى سوسياليستى آنان را از فرزندانشان جدا ساخته و در نتيجه ، كودكان از عواطف لازم بهره‌مند نمىشوند و لذا در كشورهاى مزبور عقدهء كمبود « محبت » در نونهالان پديد آمده است . علاوه بر اين ، استقلال مادى زن ، زمينهء جدايى او را بهنگام اختلاف با مرد تقويت كرده و بنيان خانواده را به خطر افكنده است . چيز عجيبى است كه نويسندهء كتاب ، اين فاجعه را از امتيازات كشورهاى سوسياليستى بشمار آورده و موجب بدست آمدن « نتايج مطلوب » ! ! ميشمرد . البته دولتهاى سوسياليستى به لحاظ آنكه از آغاز تولد ، كودكان را از خانواده‌ها جدا مىسازند و هرگونه كه رأى مباركشان ! اقتضاء كند انديشه‌هاى آنان را در مسير سياست خود رهبرى مىكنند ! به « نتايج مطلوب » مىرسند و صد البته ، در اين راه از قربانى كردن نعمت آزادى نيز دريغ نمىورزند ! .

ص 198 ، س 3 :

اين تغييرات . . . دموكراتيك و براساس مطالبات اكثريت زنان صورت نگرفت . نويسنده قصد دارد در اينجا چنين وانمود كند كه : رضا خان و پسر ستمگرش به زن ايرانى خدمت كردند ! و او را از بند قوانين ظالمانه رهايى بخشيدند جز آنكه اين كار ، به روش دموكراتيك ! انجام نپذيرفت . اما كسانى كه بر احوال زن ايرانى در دوران پهلوى وقوف كامل دارند مىدانند كه در اين دورهء تاريك از تاريخ ايران ، اكثريت زنان ايرانى در دهات با مشقت و محروميت فراوان بسر مىبردند و يا در شاليزارها و كارخانه‌ها در خدمت سرمايه‌داران بزرگ بودند و از نعمت سواد و فرهنگ و بهداشت و غيره نصيبى نداشتند و براى رفع اين محروميت‌ها و احقاق حق مشروع زنان ، اقدامى نشد . در عوض ، رضا خان و پسرش كوشيدند اقليت زنان را كه در شهرهاى بزرگ زندگى مىكردند نيمه‌عريان به صحنهء جامعه بياورند و از طريق برنامه‌هاى رسواى راديويى و فيلمهاى مفتضح سينمايى و روزنامه‌ها و مجلات سكسى و نمايشهاى وقيح تلويزيونى تا آنجا كه ممكن بود شرم و عفت را در زن ايرانى نابود كنند ، و آنانرا به خودآرايى و