تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 282

مساهمون:

ص٢٨٢
غربزدگى و رقابت در مد و آرايش و امثال اين امور تشويق نمايند . در نتيجه فساد و فحشاء را در ايران رونق دادند . و اگر پاى گروهى از زنان شهرنشين به مدرسه و دانشگاه باز شد ، اين كار مولود خدمت دودمان پهلوى به زن ايرانى نبود بلكه توسعه و پيشرفتى كه در كار دانش و تكنيك در جهان غرب ، حاصل آمده بود امواج خود را به ايران هم رسانيد و گروهى از زنان شهرنشين ايران را نيز دربر گرفت چنان كه در بسيارى از كشورهاى آسيايى و افريقايى راه يافت و البته اين دليل بر خدمتگزارى و شايستگى همهء زمامداران اين كشورها محسوب نمىشود بويژه كه خيانت برخى از زمامداران مزبور به مردم كشورشان ، جاى ترديد باقى نگذاشته است . خلاصه آنكه زن ايرانى در دورهء پهلوى هرگز به مقامى كه شايستهء او بود نائل نگرديد بلكه ساحت گرامى و قابل احترام وى ، مورد توهين نيز قرار گرفت .

ص 198 ، س 9 :

نخستين زنى كه شجاعانه در راه آزادى زنان به مبارزه برخاست قرة العين بود . خوانندگان محترم توجه دارند كه اين زن شجاع و مبارز ! ! يعنى « قرّة العين » كه نويسنده از او با تجليل ياد مىكند همان زنى است كه چون « على محمد باب شيرازى » به ادعاى بابيّت و سپس مهدويّت و نبوّت و بالأخره ، الوهيّت ! ، برخاست به او اظهار ايمان كرد و خود را عاشق بيقرار وى شمرد و چون با عده‌اى از ياران على محمد به « بدشت » رهسپار گشت در آنجا حجاب را كنار گذاشت و تكليف را ( به عذر آنكه آئين اسلام منسوخ شده و پيامبر تازه هم در زندان است و احكام او به ما نرسيده ) از همه ساقط دانست ! و چنان رسوايى ببار آورد كه بقول مازندرانى مورخ بهائى در كتاب « ظهور الحق » : « گروهى از بابيه بيزار از هنجار و رفتارش شده مضادت نمودند » ( صفحهء 324 ظهور الحق ) و عجب آنكه چون اين رسوايى را به گوش على محمد باب رساندند در جواب شكايت‌كنندگان گفت : « چه گويم در حق نفسى كه خدا او را طاهره ناميده » ؟ ! ( صفحهء 111 كتاب ظهور الحق ) . براى آنكه خوانندگان به وقاحت اعمال اين زن تا اندازه‌اى پى ببرند بىمناسبت نمىدانم عين عبارات او را كه اعتضاد السلطنه آورده نقل كنم ، مىنويسد : « قرّة العين منبرى نصب كرده و بر منبر رفته نقاب از صورت برداشته گفت : اى اصحاب ما ، اين روزگار از ايام فترت شمرده مىشود ، امروز تكاليف شرعيه يكباره ساقط است و اين صوم و صلاة و ثنا و صلوات كارى بيهوده است . آنگاه كه ميرزا على محمد باب اقاليم سبعه را فروگيرد و اين اديان مختلفه را يكى كند بتازه شريعتى خواهد آورد و قرآن خويش را در ميان امت وديعتى خواهد نهاد و هر تكليف كه از نو بياورد بر خلق روى زمين واجب خواهد گشت . پس امروز زحمت بيهوده بر خويش روا مداريد و زنان خويش را در مضاجعت طريق