زنديه و قاجاريه نيز با پيروى از سنن ديرين ، زنان و مردان به آرايش خود علاقه و دلبستگى نشان مىدادند حتى تا آغاز حكومت پهلوى بسيارى از مردان موى سفيد سر و ريش خود را با رنگ و حنا مىآراستند و به رنگ مشكى يا زرد يا قرمز درمىآوردند و به ناخنها و كف دست و پاى خود حنا مىبستند و معتقد بودند كه با اين كار نه تنها بر حسن و جمال خويش افزودهاند بلكه به سلامتى خود نيز كمك كردهاند .
از آغاز عصر جديد در اثر پيشرفت تدريجى فرهنگ و معارف عمومى و آمد و رفت اروپاييان به ايران و رفتن ايرانيان به ممالك اروپايى به سرعت سنن و عادات قديم رو به فراموشى رفت ، كاستن موى سر هفتهاى يك بار و تراشيدن موى ريش و سبيل و استفادهء فراوان از صابون براى مبارزه با ميكروبهاى گوناگون و مراقبت و نظافت لباسها از مختصات مردم اين دوران است .
اكثر مردم كه تا نيم قرن پيش سر خود را مىتراشيدند و ريش مىگذاشتند در نتيجهء فرنگىمآبى به تدريج از بلندى ريش كاستند و بر موى سر خود افزودند ، گذاشتن زلف و اصلاح موى سر با ماشين مخصوص ، و توجه به نظافت و پاكيزگى از مختصات اين دوره است ، اگر هنگام تراشيدن يا اصلاح سر و صورت زخمى يا جراحت كوچكى پيدا شود به جاى پنبهء معمولى از پنبهء هيدروفيل و الكل و « اودوكلنى » براى ضد عفونى كردن موضع استفاده مىكنند ، با گذشت زمان روزبهروز بر ظرافت و نظافت سلمانيها و دستياران آنها افزوده شد و امروز مىتوان گفت آرايشگران ايران از جهات مختلف با آرايشگران فرنگ برابرند .
براى آنكه خوانندگان بدانند تا حدود نيم قرن پيش اكثريت مردم در زير پنجهء بىرحم دلاكهاى كوى و برزن چه رنج و عذابى تحمل مىكردند عين « دلاكيهء عارف » را نقل مىكنيم :
رفت يك مردى كه بتراشد سرش * در بَرِ دلاك از خود خَرتَرَش
لُنگ در زير زنخ ، انداختش * تيغ اندر سنگ روئين آختش
بر سرش پاشيد آب قمقمه * او نشسته همچو سلطان جمجمه
پشت به پشت خويش ماليد آينه * گفت خوشبين باش به زين جاى نه
تيغ را ماليد بر قيشى ، كه بود * پيش تخمش ، در ركوع و در سجود
تيغ خود را كرد تيز آن دل دو نيم * گفت بسم الله الرحمن الرحيم
آن سر بىصاحب بدبخت را * يا سر چون سنگ خارا سخت را
كرد زير دست و ماليدن گرفت * بعد از يك سو تراشيدن گرفت
اولين بارش چنان ضربى به سر * زد كز آن ضربت دلش را شد خبر