تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 274

مساهمون:

ص٢٧٤
هوس گوشه آبى اگرت مىباشد * گوشهء ديدهء ما آب روانى دارد
ولى حافظ چنان كه اشارت رفت حدود و قيودى براى زيبارويان ذكر نمىكند . به نظر او :
شاهد آن نيست كه مويى و ميانى دارد * بندهء طلعت آن باش كه « آنى » دارد

آرايش زنان

راجع به آرايش زنان و طرز خودآرايى و وسايل و موادى كه به كمك آن زنان و مردان در راه آرايش و پيرايش خود تلاش مىكردند در آثار منظوم و منثور فارسى مكرر سخن به ميان آمده است :
معشوق خوبروى چه محتاج زيور است * « گيسوت عنبرينه و گردن تمام عود »
سعدى
چشمى كه دلى برد به تاراج * دانى كه به سرمه نيست محتاج ور وسمه كنى بر ابروى زشت * چون سبزه بود به روى انگشت
امير خسرو

هرهفت كردن ( به نقل از برهان قاطع )

بر وزن زربفت به آرايش زنان اطلاق مىشود و آن حنا و وسمه و سرخى و سفيداب و سرمه و زرك باشد كه از زرورق است و بعضى هفتم را غاليه گفته‌اند كه خوشبوى باشد و بعضى خال عارضى را كه از سرمه كنار لب يا رخسار گذارند . در همين كتاب هفت‌درهفت به معنى هفت آرايش زنان آمده كه عبارتست از « حنا و سرمه و وسمه و سرخى و سفيدآب و زرك و غاليه باشد در هفت جا كه دست و پا و چشم و ابرو و هر دو جانب‌رو كه به عربى « خدين » گويند و تمام رخسار كه آن را سفيداب مالند و هم زرك پاشند . « 1 » »
برون آمد ز طرف هفت پرده * به نام ايزد رخى هر هفت كرده
نظامى
دوش از درم درآمد سرمست و بيقرار * همچون مه دو هفته و هر هفت كرده بار
انورى

نُه كردن

نُه زينت عبارتست از : سرآويز ، گوشواره ، سلسله ، حلقهء بينى ، گلوبند ، بازوبند و دست برنجن و انگشترى و خلخال . برهان قاطع
هامش
( 1 ) . برهان قاطع باهتمام محدلوى عباسى ص 1206 .