تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 275

مساهمون:

ص٢٧٥
تنها زنان در بند خودآرايى خود نبودند بلكه مردان نيز كمابيش به كمك « خضاب » به جنگ پيرى مىرفتند . رودكى گويد :
ريش و سبلت همى خضاب كنى * خويشتن را همى عذاب كنى
ابو طاهر خسروانى در تأييد نظر او مىگويد :
عجب آيد مرا ، ز مردم پير * كه همى ريش را خضاب كند به خضاب از اجل همى نرهد * خويشتن را همى عذاب كند
بعضى گويند اين شعر را ابو طاهر در مقام تعريض به رودكى گفته و او در جواب رباعى مشهور ذيل را ساخته است :
من موى خويش را نه از آن مىكنم سياه * تا باز نوجوان شوم و نو كنم گناه چون جامه‌ها به وقت مصيبت سيه كنند * من موى ، از مصيبت پيرى كنم سياه
* * *
پياميست از مرگ موى سفيد * ببودن چه دارى تو چندين اميد هر آنگه كه موى سيه شد سپيد * ببودن نماند فراوان اميد
فردوسى
اگر شاهِ هر هفت كشور بود * چو آميزه مو شد ، مكدّر بود
اسدى
چون مشك گيسوى تو به كافور شد بدل * زين پس بگير ، دامن خوبان مشك خط
ظهير فارابى
اگر به سوك عزيزان كنند جامه سياه * سياه كردم من موى خود به سوك شباب
رشيد وطواط رسم حنا بستن سر و ريش و سبيل و دست و پا و ناخنها از ديرباز تا حدود نيم قرن پيش سخت متداول و معمول بود مخصوصا مردم ميانه‌حال و بازاريان به اين سنت دلبستگى فراوان داشتند ، با نفوذ تمدن جديد اين قبيل سنن و عادات رو به فراموشى رفت .

حنابندان

پيتروكه در عهد صفويه به ايران آمده است مىنويسد : « رنگ كردن دست‌ها را با حنا به اصطلاح حنابندان مىگويند و با اين ماده كه برگ خشك و گرد شده گياهى است تمام كف دست و پشت آن را تا مچ رنگ مىكنند و احيانا نقشهاى مختلفى به روى آن مىاندازند و معتقدند كه رنگ اين ماده دست را زيبا مىكند و از اثر صدمات وارد بر آن مىكاهد . با حنا مو