خالكوبى سبز مىدانند ، يونانيان آن را در جوانان در تقارن و آرامش پيكرهاى تراشيده و روميان آن را در نظم و شكوه و قدرت مىجستند . رنسانس آن را در رنگ مىجست و روح عصر ما آن را در موسيقى و رقص مىجويد . انسان در زمانها و مكانهاى مختلف از نوعى زيبايى برانگيخته مىشد و عمر خود را در جستن آن به كار مىبرد ، تنها فلاسفه جوياى حقيقت زيبايى و راز قدرت آن هستند . . « 1 » »
. . . به قول داروين بوميان تاهيتى دماغ پهن را مىپسنديدند و دماغ و پيشانى كودكان خود را براى زيبايى زير منگنه مىگذاشتند . مردم مايا گوش و بينى را با زينتآلات سوراخ مىكردند و دندانها را شكسته منبّتكارى مىنمودند و سر كودكان را با تختهبندى به شكل كلهقند درمىآوردند و چشمشان را چپ مىساختند زيرا گمان مىبردند كه اين كار آنان را زيبا مىسازد . مونگوپارك ، تعجب كرد وقتى كه ديد رنگينبدنان افريقا پوست سفيد او را مسخره مىكنند . اگر ولتر بود مىگفت شايد هر دو راست مىگويند . . . « 2 » »
وصف زيبارويان در شاهنامه
فردوسى در شاهنامه ضمن داستان رستم و سهراب و آمدن دختر پادشاه سمنگان به بالين رستم يك صورت زيبا را چنين ترسيم مىكند :
دو رخ چون عقيق يمانى به رنگ * دهان چون دل عاشقان گشته تنگ
بناگوش تابنده خورشيدوار * فروهشته دو حلقهء گوشوار
در جاى ديگر فردوسى در وصف معاشقهء زال و رودابه ، صورت زيباى دخترى را نقاشى مىكند :
همى مىچكد گويى از روى او * عبير است يك سر مگر موى او
ز سر تا به پايش گل است و سمن * به سرو سهى بر سهيل يمن
بتآراى چون او نبيند به چين * بر او ماه و پروين كند آفرين
* * *
همه دختران شاد و خندان شدند * گشاده رخ و سيم دندان شدند
همچنين در شاهنامه فردوسى ضمن بيان عشقورزى رودابه و زال مناظرى از خودآرايى زنان و دلبستگى آنان به زيبائىهاى طبيعت توصيف شده است :
به ديباى رومى بياراستند * سر زلف بر گل بپيراستند
برفتند هر پنج تا رودبار * بهر بوى و رنگى چو خرم بهار
هامش
( 1 ) . ويل دورانت : لذات فلسفه ، ترجمهء دكتر عباس زرياب خويى ، ص 231 .
( 2 ) . همان كتاب ، ص 246 .