تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 266

مساهمون:

ص٢٦٦
به چنين كارى دست زند . در سال 1968 نيز قانونى از مجلس گذشت كه به موجب آن دخترانى كه داراى تحصيلات متوسطه و عالى بودند مىتوانستند تا دو سال براى مبارزه با بيسوادى به روستاها بروند . در سال 1974 در قانون خانواده دگرگونيهايى روى داد كه طبق آن حقوق زنان در خانواده افزايش يافت . با وجود وضع اين قوانين ، نابرابرى حقوق زنان و مردان تا به امروز هم در ايران از بين نرفته . براى دستگاه قانونگذارى كشور ، غيرممكن است در مدت كوتاه قوانينى را به منظور از بين بردن كامل نابرابرى زن و مرد وضع كند . اما تصويب اين قوانين گام مهمى در پيشرفت اين نيت خير به شمار مىرود . . . . در سال 1968 تا 1974 ( در عهد طاغوت زنى رشوه‌خوار و فاسد ) بعنوان وزير آموزش و پرورش در كابينهء دولت برگزيده شد و در سال 1974 سه زن بعنوان معاون وزير و 4 زن به عنوان سناتور و 17 زن به عنوان نمايندهء مجلس انتخاب شدند . تعدادى از زنان بعنوان كارمندان جزء ادارات و وزارتخانه‌ها در دستگاههاى دولتى و شركتهاى تعاونى روستايى و غيره سرگرم كار شدند . . . « 1 » » با كمال تأسف اين قدمهاى به ظاهر مترقى كه به نفع زنان برداشته شده ، محصول و نتيجهء مبارزات پيگير و مداوم خود زنان نبود ، در دوران پنجاه سالهء حكومت خاندان پهلوى نه تنها زنان بلكه مردان نيز قادر به بحث و انتقاد و تشكيل احزاب و اجتماعات نبودند . نمايندگان مجلس شوراى ملى منتخب و برگزيدهء مردم نبودند و نمىتوانستند و اجازه نداشتند كه از مظالم و مفاسد خاندان پهلوى و حكومتهاى دست‌نشاندهء او سخنى به ميان آورند . طبيعى است در چنين شرايطى زنان قادر نبودند از مزاياى دموكراسى برخوردار شوند و عموم زنان شهرى و روستايى را به حقوق فردى و اجتماعى خود آشنا كنند ، دموكراسى « اعطائى » پس گرفتنى هم هست بنابراين ارزشى ندارد زيرا محصول مبارزات زنان و رشد اجتماعى آنان نيست . * * * با ظهور تمدن جديد تنها در حقوق و ارزش اجتماعى زنان و راه و رسم عروسى و مناسبات زن و شوهر ، و حقوق و اختيارات هريك از آنها تغييراتى پديدار نشده ، بلكه در معنى و مفهوم « زيبايى » و طرز لباس پوشيدن و زينت و آرايش زنان و مردان نيز تغييرات بىسابقه‌اى پديد آمده است .
هامش
( 1 ) . تاريخ ايران از زمان باستان تا امروز ، از ا . اكرانتوسكى و 5 تن ديگر از محققان شوروى ترجمهء كيخسرو كشاورز ص 609 به بعد .
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 266 | مرتضى راوندى