نتيجهء اين حكايت به ما تعليم مىدهد كه هيچوقت عروس و مادر شوهر را نبايد تنها دم تنور گذاشت . مردادماه 1310 .
جالب توجه است كه بسيارى از مشكلات خانوادهها حتّى در ترانههاى عاميانه نيز منعكس شده است .
مادر شوور ماره - بچش مارمولك ، خواهر شوور خاره ، بچش خارخسك .
مادر شوورم غريد و لنديد من حوصله كردم * يك چارقت مشمش بسرم تيكه پاره كردم
مادر شوور غرغرى * تا كى مىكنى چغلى
اى دلم اى كمرم * از دست مادر شوورم
بسكه غرغر ميكنه * دل و جگرم و پر ميكنه
شوهرم ترياكيه ، مثل كرم خاكيه * شب كه مياد به خونه ، از من مىگيره بونه
باد تو هونگ نكوفتى ، زير سيبيلم و نرفتى
مردى كه نون نداره * آن قدر زبون نداره
دل من يراق مىخواد * يراق نمىدى طلاق مىخواد
طلاق نمىديدى ددر مىرم * از كوچهء دو در ، مىرم
با كل ممد جعفر مىرم * با لاله و فنر مىرم
ددرم سر پولكه * پول دارم تو قلكه
* * *
تنباكو رو پرنم كن * آتيش سرو كم كن
مهمون بگيره دودى * آواره بشه به زودى
يه سير گوشت دادم * زنيكه تو بار كن
مهمونم دارم * آبشو زياد كن
قوّت ندارم * يه سيخ كباب كن
چراغ ندارم * دنبه شو آب كن
* * *
هركه عروس عمه شد * سرخ و سفيد و پمه شد
هركه عروس خاله شد * سوسك و سياه و جزغاله شد
* * *
بادا بادا ايشالا مباركبادا * آمدم وسمه كنم نيامدم وصله كنم
ايشالا مباركبادا ! عروسى شاهونه * عيش بزرگونه