تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 263

مساهمون:

ص٢٦٣
نتيجهء اين حكايت به ما تعليم مىدهد كه هيچوقت عروس و مادر شوهر را نبايد تنها دم تنور گذاشت . مردادماه 1310 . جالب توجه است كه بسيارى از مشكلات خانواده‌ها حتّى در ترانه‌هاى عاميانه نيز منعكس شده است . مادر شوور ماره - بچش مارمولك ، خواهر شوور خاره ، بچش خارخسك .
مادر شوورم غريد و لنديد من حوصله كردم * يك چارقت مشمش بسرم تيكه پاره كردم مادر شوور غرغرى * تا كى مىكنى چغلى اى دلم اى كمرم * از دست مادر شوورم بسكه غرغر ميكنه * دل و جگرم و پر ميكنه شوهرم ترياكيه ، مثل كرم خاكيه * شب كه مياد به خونه ، از من مىگيره بونه

باد تو هونگ نكوفتى ، زير سيبيلم و نرفتى

مردى كه نون نداره * آن قدر زبون نداره دل من يراق مىخواد * يراق نمىدى طلاق مىخواد طلاق نمىديدى ددر مىرم * از كوچهء دو در ، مىرم با كل ممد جعفر مىرم * با لاله و فنر مىرم ددرم سر پولكه * پول دارم تو قلكه
* * *
تنباكو رو پرنم كن * آتيش سرو كم كن مهمون بگيره دودى * آواره بشه به زودى يه سير گوشت دادم * زنيكه تو بار كن مهمونم دارم * آبشو زياد كن قوّت ندارم * يه سيخ كباب كن چراغ ندارم * دنبه شو آب كن
* * *
هركه عروس عمه شد * سرخ و سفيد و پمه شد هركه عروس خاله شد * سوسك و سياه و جزغاله شد
* * *
بادا بادا ايشالا مباركبادا * آمدم وسمه كنم نيامدم وصله كنم ايشالا مباركبادا ! عروسى شاهونه * عيش بزرگونه