تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 264

مساهمون:

ص٢٦٤
ايشالا مباركبادا خونه بابا نون و انجير * خونه شوهر چوب و زنجير ايشالا مباركبادا « 1 »

عروسى در دهات

اوژن فلاندن در موقعى كه در تخت جمشيد مشغول نقشه‌كشى و طرّاحى بود در آن حوالى در يك جشن عروسى شركت مىكند و خصوصيات آن را چنين بيان مىنمايد : « . . . سرور و شادى از خيمه‌هاى سياه به اطراف پراكنده مىگشت و مرد و زن و بچه همه خوشحال و بشّاش بودند چون ما عيسوى بوديم ، خوش نداشتند ما را دعوت كنند ، ما هم به خوشى آنان خوش بوديم و از صداى نىلبك و تمبور و ساير سازهايشان استفاده برديم . اين شادى دو شبانه‌روز ادامه داشت بدون اينكه سر سوزنى از سروصدا كاسته شود ، يا دقيقه‌اى صداى سازشان قطع شود . ساعت عروسى فرارسيد در جلو ، مطربان و سپس عروس و داماد به حمام دهستان مجاور مىرفتند ، و مطربان پيوسته با سازهاى خود مشغول بودند ، پشت سر داماد پدرش فلوت مىزد سپس عروس كه بر سرش چارقدى انداخته و بر الاغى سوارش كرده بودند ، به همراهى زن و مردى ، رقص‌كنان حركت مىكردند . . « 2 » » در صفحات پيش از وضع عمومى و انواع محروميتهاى زنان و حدود توقعات و اختيارات آنان در ايران قرون وسطى و قرون جديد به تفصيل سخن گفتيم اكنون نگاهى به غرب مىافكنيم . در اروپا از نيمه دوم قرن نوزدهم به بعد در اثر رشد روزافزون نهضت سرمايه‌دارى و شركت تدريجى زنان در فعاليتهاى اقتصادى ، مقدمات مداخله زنان در فعاليتهاى سياسى نيز فراهم گرديد ، در اروپا و امريكا سالها بين زنان و مردان تساوى اقتصادى وجود نداشت يعنى اگر زن و مردى در كارخانه كارى مساوى انجام مىدادند مزد مرد بيش از مزد زن بود . در امريكا در نيمهء دوم قرن 19 پس از سالها مبارزه به موجب مادهء 19 متمم قانون اساسى به همهء زنان حق رأى داده شد . در انگلستان نيز زنان از 30 سال به بالا ، پس از مبارزه‌اى طولانى ، در سال 1918 موفق گرديدند كه در انتخابات شركت كنند . بالاخره در سال 1928 اين حق تعميم يافت و تمام زنان بالغ و واجد شرايط توانستند كه در انتخابات عمومى شركت جويند ، پس از سالى چند در فنلاند و نروژ و ديگر كشورهاى اروپايى حق انتخاب كردن و انتخاب شدن براى زنان تأمين گرديد ، در جلد سوم تاريخ اجتماعى ايران از تلاشهايى كه در راه آزادى زنان كشور ما پس
هامش
( 1 ) . همان كتاب ، ص 320 ، 319 . ( 2 ) . سفرنامهء اوژن فلاندن ، ترجمه فارسى ، ص 264 .
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 264 | مرتضى راوندى