است خبر آورد كه قضى الامر يعنى كار پايان پذيرفت . . « 1 » » اين بود مجملى از مراسم عقد و عروسى ، تا قبل از استقرار مشروطيت - پس از آشنايى مردم با تمدن جديد و كشف حجاب اندكاندك مقررات و سنن قديم رو به فراموشى رفت تا جايى كه امروز بعضى از دختران و پسران همين كه از جهات مادى و اقتصادى و از نظر فكرى و عقيدتى با هم توافق حاصل كردند به دفتر اسناد رسمى مىروند و آمادگى خود را براى عروسى اعلام مىكنند .
طلاق
سهيل كاشانى نه تنها راه و رسم عروسى را در كاشان ، به تفصيل در تاريخ خود آورده است بلكه به علل و عوامل طلاق در آن خطه نيز توجه كرده و مىنويسد : « ممكن است زنى به جهت آنكه شوهر ، زنى ديگر گرفته و يا عملى مرتكب شده كه مخالف شأن طرفين بوده يك دل و يك جهت سخت بايستد و به اسباب شرعى و عرفى و كوشش و كشش عاقبت مهر خود را ببخشد و شايد مبلغى علاوه از مهريهء خود بدهد تا شوهرش را راضى نموده اسباب طلاق فراهم شود - يا آنكه زن عملى كند كه اسباب تنفر مرد گردد و يا مهرش را دهد و طلاقش گويد ، يا به حدّى بىاعتنايى و سختگيرى كند كه زن مأيوس شده ، مهر خود را ببخشد و طلاق و خلاصى جويد ، در هر صورت طلاق به اختيار مرد است ، چون مردى خواهد زنى را طلاق گويد ، شخص ملايى را از جانب خود وكيل نمايد ، پس وكيل در مجلسى كه اقلا دو نفر عادل حاضر باشد بنشيند به آواز بلند بگويد : من كان عليه ذنب و ليستغفر الله ، پس عدلين بگويند استغفر الله ربى و اتوب اليه ، آنگاه بگويد معصومه خاتون زوجّه موكلى طالق طلقه مرة ، و اگر بعد از اين طلاق رجوع كنند و بعد پشيمان شود ، و يكى را وكيل نمايد از براى طلاق مجدد بعد از حضور در محضر عدلين و رعايت مقدمات و اجراى صيغهء طلاق مرة بعد مرة گويند و اگر خواهند سه طلاقه كنند مرة بعد مرّتين گويند و در شرع ما مقرر است كه طلاق اول و دويم به اينكه شوهر زن خود را ملاقات كند و بگويد رجوع نمودم يا دست به دست زن گذارد يا از دور او را ديده سنگى به سوى او انداخته بگويد رجوع كردم فورا حلال شود به شرط اينكه زمان عده كه چهارماه و پانزده روز « 2 » است سپرى نشده باشد به اين ترتيب مادام كه زمان عده منقضى نشده و زنى به سه طلاق نرسيده است هرگاه مرد رجوع كند زن به مرد حلال مىشود ولى چون زمان عده گذشت محتاج است به صيغهء مجدد عقد و چون سه طلاقه شود حرام ابدى خواهد شد مگر آنكه محلل در ميان آيد ، يعنى زن ، شوهر ديگر اختيار كند و طلاق بگيرد يا شوهر دوم بميرد و عدهاش
هامش
( 1 ) . سهيل كاشانى : تاريخ كاشان ، به اهتمام ايرج افشار ، ص 253 ( نقل به اختصار ) .
( 2 ) . سه ماه و دو روز صحيح است .