مراتب حيا و حجب خود سخنى نمىگويد بعد از آنكه سه چهار دفعه آقا سؤال كرد و پاسخى نشنيد ، اظهار تغيّر مىفرمايد و مىگويد : « قريب دو ساعت بنده در اين پشت در ايستادهام حيا هم خوب چيزى است » در اين موقع حاضرين نيز به اين وضع اعتراض مىكنند . آقا بار ديگر در حالى كه سخت خسته و عرق بر جبين مباركشان نشسته سؤال مىكند كه وكيل هستم كه شما را به عقد دائم فلان درآورم چون اين بار نيز پاسخى مطلوب شنيده نمىشود آقا با تغيّر و ناراحتى بسيار مىفرمايند « عجب مردم بىشرم بىقباحتى ! خانتان بر فرقتان بخوابد و روى به در خانه به سرعت و عصاكوبان درحالىكه يك طرف رداى مباركشان بر زمين كشانكشان است روان مىشوند . . . » در آن وقت شهود به دنبال آقا راه مىافتند و عذرها مىخواهند و مىگويند « آقا غلط كرد ، نادان است ، نمىفهمد ، زنها به يك بار همه صدا بلند كنند كه حق به جانب سركار آقا است ، هر كارى حسابى دارد ، نه به آن شورى شور و نه به اين بىنمكى ، خلاصه به هزار الحاح و التماس جلو آقا را مىگيرند و از تشريف بردن منع مىكنند . . . ولى از غايت تغيّرى كه عارض وجود مبارك شده ، كل اعضا و جوارح ايشان مرتعش است . . . ايشان را در پلهها مىنشانند ، قليان مىآرند ، با دستمال عرق از پيشانى ايشان پاك مىكنند ، گلاب بر روى آقا مىزنند . . .
تا كمكم تغيّر و حرارت آقا فروكش كرده پشت در تشريف مىآورند اول شش هفت سرفه مىكند و سينه را صاف كرده نفسزنان به عروس خطاب مىفرمايند ، همدم سلطان آخرينده وكيل هستم شما را به نكاح و عقد ابدى دائمى سرمدى فلان درآورم به مهر و صداق فلان و فلان ؟ اين دفعه عروس با هزار من ناز با صداى نازك آهسته مىگويد بلى . . . آقا مىپرسد خود عروس بود ، عرض مىكنند بلى ما شناختيم » آقا مكرر از عروس مىخواهد كه با صداى بلند وكالت دهد پس از حصول مقصود و اعلام وكالت جوانان از زن و مرد قهقهه و شادى سر مىدهند و آقا مقضى المرام به مجلس مردانه برمىگردند و قليانى ميل مىفرمايند ؛ و در مقابل مجتهد طرف قبول قرار مىگيرد و اين آيه را مىخواند
« وَ أَنْكِحُوا الْأَيامى مِنْكُمْ وَ الصَّالِحِينَ مِنْ عِبادِكُمْ وَ إِمائِكُمْ إِنْ يَكُونُوا فُقَراءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلِيمٌ . »
بعد به صيغه عقد مزاوجت مىپردازند .
صيغهء عقد : اول به زبان فارسى مجتهد مقدم كه طرف ايجاب است به عاقد طرف قبول مىگويد : همدم سلطان دختر فلان ، موكلهء خود را به عقد دائمى فلان فرزند فلان موكل شما درآوردم به مهر و صداق مبلغ فلان و ( به تفصيلى كه گفته شد ) جواب : قبول نمودم به عقد مزاوجه دائمى موكلهء شما را براى موكل خودم به مهر و صداق معين ، بعد صيغهء عربى خوانده مىشود :
« بسم اللّه و باللّه على سنّته رسول الله ( ص ) انكحت و زوّجت موكلتى بموكلك على