تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 242

مساهمون:

ص٢٤٢
مىشود . . . رقصهاى مختلفى مىكنند و بر روى سر هر جوانى كه براى رقصيدن گام پيش مىگذارد دوستانش مشت‌مشت مسكوكات كوچك مىريزند ، هيچكس جز دستهء نوازندگان حق برداشتن آن مسكوكات را ندارد . . . خانمها نيز در اتاق ديگرى مىرقصند ايشان بر پيشانى خويش مسكوكاتى درشت را با مادهء چسبانى نصب مىكنند كه در حال رقص مىافتد و اينها نيز عايد نوازندگان مىگردد . . . بعد همه در خانهء عروس بر سر سفره شام مىنشينند و ناهار روز بعد را در منزل داماد صرف مىكنند ، هنگام خواب دو پيرزن ، داماد و عروس را به زور به اتاق عروس مىبرند . . » مردم درحالىكه به رقص مشغولند منتظر دستمال خونين هستند ، اگر نتيجه جز اين باشد عروس مورد ملامت قرار مىگيرد و به خانهء والدينش روانه مىكنند . . . « 1 » » تاورنيه ضمن بحث پيرامون نحوهء عروسى در ايران مىنويسد : « . . . براى زن عقدى يك مهرى معيّن مىكنند كه غالبا از ملك مزروع و غيره است ، همچنين داماد مبلغى نقد و مقدارى پارچه براى لباس زن بايد بفرستد ، دختر هم براى شوهر بعضى چيزها مىفرستد ، اما كمتر مبادلهء اين اشياء به وسيلهء زنها صورت مىگيرد ، روز عروسى كه رسيد جهازيّهء عروس را به روى چهارپايان يا با دوش حمال با ساز و نقاره به خانهء داماد مىبرند اغلب با سروصداى بسيار عروس را پياده به خانهء شوهر مىبرند ، در حالى كه جماعتى از زنها با شمعهاى مومى او را همراهى مىكنند و جمعى ساززن و نقاره‌چى هم در جلو عروس مىزنند و مىروند تا مىرسند به در خانهء داماد ، اگر اتفاقا داماد در وقت عقد ، مهريهء گزافى براى ترضيهء خاطر اقوام عروس قبول كرده باشد كه نتواند از عهده برآيد در را به روى عروس مىبندد و مىگويد به اين قيمت و با اين مهريه من زن نمىخواهم ، بعد اقوام طرفين در پشت در ميانجيگرى مىكنند و بالاخره در مبلغ مهريه موافقت حاصل مىكنند و در را مىگشايند و عروس و زنهاى همراهش جملگى داخل مىشوند و در آنجا ملّايى حاضر است كه شرايط مزاوجت را ذكر مىكند ، پس از آن عروس و همراهانش داخل حياط اندرون مىشوند و زنها جدا و مردها نيز به طور جداگانه به جشن و سرور برمىخيزند . . . « 2 » » به اين ترتيب مىبينيم كه آزادى نسبى زنان كه از عهد مغول آغاز شده بود از آغاز حكومت صفويه رو به فراموشى رفت و حجاب و جدائى زنان از مردان در جشنها و عروسيها كاملا رعايت مىشد .

مراسم يك عروسى ساده و بىتكلف

كاررى مراسم يك عروسى معمولى را چنين توصيف مىكند : « عصر روز سه‌شنبه در
هامش
( 1 ) . دون ژوئن ايرانى ، پيشين ، ص 78 به بعد . ( 2 ) . سفرنامهء تاورنيه ، پيشين ، ص 948 .