تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 241

مساهمون:

ص٢٤١
. . . الغرض شاهزاده را داخل حجلهء زرنگار كردند و دست آن نازنين را به دست شاهزاده دادند شاهزاده خانه را خالى ديد و گفت :
آن شب قدرى كه گويند اهل خلوت امشب است * يا رب اين تأثير دولت از كدامين كوكب است
الغرض زهره و مشترى به هم آويختند و كام دل از يكديگر حاصل كردند .
چه خوش باشد كه بعد از انتظارى * به اميدى رسد اميدوارى . . « 1 » »

زن و شوهرى جنّت‌مكان

« يكى از بزرگان عرب كه مشهور به قباحت وجه و كراهت منظر بود ، زنى داشت به غايت صاحب جمال و حميده خصال ، روزى زن او را گفت يقين مىدانم كه من و تو ، هر دو اهل بهشتيم ، گفت : از كجا مىدانى ؟ گفت از آنجا كه تو ، دائم شكل جميل مرا مىبينى و شكر مىگويى و من وجه قبيح تو را مىبينم و صبر مىكنم و صابران و شاكران اهل بهشتند . . . « 2 » » در دورهء صفويه مخصوصا از عهد شاه عباس به بعد در نتيجه آمد و رفت اروپائيان و تنظيم و تأليف سفرنامه‌ها مىتوان بيش از پيش از خصوصيات زندگى مردم اطلاعاتى بدست آورد .

ازدواج در عهد صفويّه

« هرگاه يك ايرانى از طبقات ممتاز و برگزيده بخواهد ازدواج كند ، روز و تاريخ وقوع آن را معين مىكند ، در ساعت مقرر همهء بستگان و دوستان وى در خانهء داماد گرد مىآيند ، تقريبا همه جامه‌هاى فاخر كه با لباس داماد همانند است مىپوشند . . . عروس در ساعت معيّن از خانهء خود سوار بر اسب به رسم ايرانيان حركت مىكند ، همراهان وى در صورت امكان لباسهاى فاخرى مشابه عروس بر تن مىكنند عروس بر چهرهء خود قطعه‌اى از پارچهء تافته مىاندازد كه بر روى آن صورت خورشيد يا ماه را نقش كرده‌اند در پيشاپيش ، عدهء زيادى از نوازندگان با آلات گوناگون موسيقى حركت مىكنند . دو دسته چون به هم رسيدند ، داماد به سراغ عروس مىرود و همه جمعا به قصد خانهء عروس برمىگردند ، در آنجا يك اتاق براى مردان اختصاص داده شده كه با تكلّف بسيارى مزيّن گرديده است و در آن رقص و پايكوبى اندكى به شيوهء ايتاليائيها و فرانسويها شروع
هامش
( 1 ) . ابو الفضل قاضى : مجموعهء داستانهاى ايرانى ، ص 231 به بعد . ( 2 ) . فخر الدين على صفى : لطايف الطوايف ، به اهتمام احمد گلچين معانى ، ص 436 .