تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 239

مساهمون:

ص٢٣٩

عروسى الغ بيك

تيمور براى عروسى الغ بيك پسر شاهرخ تشريفات فراوان قائل شد ابن عربشاه در كتاب عجائب المقدور مىنويسد : تيمور مردم شهر را فرمود كه به تزيين آن پردازند و به عمال خود گفت كه بيداد و ستم بركس روا ندارند و باج و خراج بخشوده گردد . در حوالى سمرقند محلى براى برگزارى جشن برگزيدند ، به فرمان تيمور پادشاهان و سلاطين و بزرگان و اعيان و سركردگان و فرماندهان اقوام و قبائل با تحف و هدايا به سوى او آمدند و براى هريك خيمه و خرگاه مخصوص ترتيب دادند و سراپردهء تيمور در مركز آن جايگاه بود . خيمه‌ها را به انواع تزئينات آراستند « يكى سراپاى زراندود و درون و برونش از پروبال پرندگان آراسته و ديگرى از پرنيان و به رنگها و نقشهاى بديع مزيّن گشته بود ، يكى از سرتاپاى لؤلؤى رخشنده بود كه جز خداى هيچكس قيمت يك دانهء آن ندانستى . . . از جمله روپوش چوخايى كه از خزانهء سلطان بايزيد ربوده بود به پهناى ده زرع ، با نقشهاى بديع از رستنيها و اماكن و اشكال پرندگان و درندگان و صورت پيران و جوانان و زنان و كودكان و خطهاى زيبا و اعجوبه‌هاى شهرها و كوهها با بهترين رنگ‌آميزى و نقاشى چنان كه پنداشتى پيكرهاى جنبندهء آنان با تو سخن مىرانند و ميوه‌هاى رسيدهء آن تو را به چيدن مىخوانند اين روپوش يكى از نادره‌هاى زمان بود كه به توصيف در نيايد . . . هر دسته از پيشه‌وران و ارباب صنايع در صنعت و پيشهء خاص خود نهايت كوشش و هنر به كار بردند ، حريربافان ، سوارى جنگى از حرير بپرداختند و اسباب نبرد وى را از تير و كمان و شمشير و تمام پيكرش را حتى ناخن و مژگان از پرنيان بساختند و در جايگاه خويش قرار دادند - كتان‌بافان مناره‌اى بلند و استوار با پيكرى به لطايف خور و قامتى به ارتفاع قصور بساختند و در آن بزم بهشت آيين برافراشتند . . . همچنين ساير صاحبان صنايع از رنگرزان و آهنگران و كفشدوزان و كمانگران و حقه‌بازان و شعبده‌سازان هنر خويش بنمودند . . . تيمور در اين عروسى از پسران و دختران پادشاهان ، بندگان و كنيزكان داشت همه در جايگاه بندگى ايستاده و قاصدان الملك الناصر پادشاه مصر و شام در برابر تخت او با پيشكش‌ها و ارمغانهايى از آن ديار از جمله شتر و زرافه بر سر پاى بودند و فرستادگان ختا و هند و عراق و دشت و سند و فرستادگان فرنگ و ديگر اقاليم دور و نزديك برجاى خود ايستاده و او خود ، پس از همگان ، به بزم درآمد .

رقص تيمور لنگ

تيمور ، پادشاهان ممالك و فرمانروايان نواحى را فراخواند و به دست خود جام شراب نوشاند و خلعت فاخر بخشيد . . . طرف شمال خاص زنان و كنيزكان بود و آنان روى از مردان