بهر منزلى مجلسى ساختند * بهشتى نو آيين بپرداختند
« دار السلطنهء سمرقند را به انواع تكلفات غريب و تجملات لطيف عجيب آذين بستند .
پذيره شدن را چو برخاستند * همه كوى و برزن بياراستند
از بس پرند چينى و ديباى زرنگار * از كثرت جواهر و دينار بيشمار
كه به رسم پاىانداز و نثار بگستردند و برافشاندند ، زمين و آسمان از ديدهء جهانبين نظارگيان پوشيده و پنهان ماند . . . چندان سراپرده و خيمه و خرگاه و سايهبان ، طناب در طناب كشيده شد و فرشهاى گوناگون گسترده گشت . . . كرشمهء ساقيان شيرينكار با نشوهء شراب تلخ مذاق خوشگوار يار شده ، دست به غارتگرى عقل و هوش برآوردند . « 1 » »
پس از تمهيد مقدمات و مشورت با موبدان ، جادوگران و ستارهشناسان در روزى ميمون مراسم عقد و نكاح به عمل آمد . ناگفته نماند كه در عهد مغول و تيموريان طبقهء فرمانروا در اجراى مراسم عروسى بيشتر از سنن ايلى و عشيرتى خود پيروى مىكردند و در اقامهء مراسم مذهبى چنان كه بايد علاقه و تعصّبى نشان نمىدادند .
ازدواج سلطان بيگم با بديع الزمان
در جلد هفتم روضة الصفا جريان عقد ازدواج سلطان بيگم با بديع الزمان ميرزا بدين نحو بيان شده است :
. . . در ساعتى كه اخترشناسان . . . اخبار نمودند . سادات و قضات و علما در مجلس اشرف مجتمع گشته قمر را با ستاره عقد بستند ، آنگاه شاه و سرداران سپاه در غايت نشاط و كامرانى در بزم عيش و شادمانى نشستند ، ساقيان حور عذار ساغرهاى مى خوشگوار به گردش درآوردند و مغنيّان خوشنوا از جشن و ساز و آواز نشاط مىپرستان را زياده گردانيدند ، و خوان سالاران از انواع اطعمه لذيذه و اشربهء لطيفه آن مقدار معدّ و مهيا ساختند كه رسم جوع از ميان فرقهء انام برافتاد ، و ايام جشن و سور و لهو و سرور يك ماه امتداد يافت . . »
جريان عروسى دختر الغ بيك با شاهزاده محمد معصوم
« . . . چون خبر قرب وصول آن دختر قمرپيكر به دار السلطهء هرات رسيد خاقان والاگهر به آيين بستن شهر و كوچه فرمان فرمود ، امرا ، اركان دولت به سرانجام اسباب جشن و ضروريات ايام نشاط مشغول بودند و در باغ جهانآراى . . . ابواب فرح و شادمانى به روزگار صغار و كبار طبقات انسانى گشودند ، ارباب صنايع بدايع به ظهور آورده از پل مالان تا باغ جهانآراى
هامش
( 1 ) . نقل از ظفرنامه شرف الدين يزدى .