تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 235

مساهمون:

ص٢٣٥
پرداخته‌اند در مورد جشن خواستارى بيكيسى سلطان براى اميرزاده اسكندر مؤلف روضة الصفا مىنويسد : پس از آنكه در مرغزارى فرح‌افزا ، به اندازهء كافى خيمه و خرگاه و سايبان برافراشتند و بساط عيش و نوش برقرار شد . شاهزادگان كامكار و سلاطين نامدار و بزرگان عالىمقدار از اكابر و اشراف كه از اطراف و اكناف به درگاه اقبال مطاف آمده بودند هركس به حسب رتبت و منزلت خويش در ساوريها نشسته و چاوشان بهرام هيبت و يساولان ضرغام صولت بر باد پايان كوه‌پيكر با زين زر ، گرزها در دست تغماقها ، در شست گرفته . . . حضرات عاليات و خواتين ابّهت سمات كه هريك بلقيس عهد و قيدافهء عصر بودند به فتاقهاى مرصع بر سر و زر و زيورهاى ملمّع در بر ، پشت تمكن به مسند كامرانى بازداده و دختران ماه‌روى و پرىپيكران مشكين‌موى در مقام خدمت سروآسا ايستاده و دست ادب برهم نهاده .
نازك‌بدنان سروقامت * در شوخى و دلبرى قيامت از چشمهء فتنه آب خورده * با بابليان شراب خورده
. . . رامشگران خوش‌الحان او تار عشرت . . . نواخته ، و نغمه‌سرايان شيرين‌زبان از جملهء ايشان خواجه عبد القادر ماهر كه از نوادر زمان و يگانه دوران است به آهنگ عود و چنگ زمزمهء عاشقانهء اين ترانه در عالم انداخته . . . » ( روضة الصفا ) . تيمور در ربيع الاول سنهء سبع و ثمانماه براى ترتيب جشن عروسى شاهزادگان تمام رجال را براى رأىزنى فرامىخواند . در روضة الصفا خصوصيات اين جشن چنين توصيف شده است : « . . . براى نزول همايون چهار پرده‌سرا . پيرامون صحرا و هامون كشيدند و سر خرگاه به اوج قمر برافروختند و دوازده پايهء گيتىآراى كه ظاهرش از سقرلاط هفت رنگ و اندرونش از مخملهاى فرنگ بود به طنابهاى ابريشمين و ستونهاى منقّش و قبّهاى زرين ، جمعى از پرىپيكران ، فراش ، به يك هفته برپاى كردند و آن دوازده پايه چنان وسيع بود كه هماىآسا بر سر بيست هزار كس از روى تخمين و قياس سايه مىانداخت و از براى خوانين و شاهزادگان و امرا و نوبنيان خيمه و خرگاه و سايبان و بارگاه برافراشتند و در آن مكان از آنجا و اقطار چندان خلايق جمع آمدند كه از كثرت ايشان ديده خيره ماند . . . » پس از آنكه هدايا و پيشكشها ردو بدل شد در ساعتى ميمون ، سادات و قضات و علما و ارباب درس و فتوى به محضر همايون حاضر مىشوند و ميرزا الغ بيك و اميرزاده ابراهيم سلطان و ميرزا ميرانشاه . . . به آيين شرع مطهر عقد بسته . . . و شيخ شمس الدين جزرى بعد از رعايت شرايط عقد به قرائت خطبهء نكاح اشتغال فرمود و كلمهء ايجاب و قبول به قاضى قضات سمرقندى مولانا صلاح الدين متعلق بود و نياز