تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 233

مساهمون:

ص٢٣٣
شاعر بدون هيچ منطق و دليلى به كيد و مكر زنان معتقد است و مىگويد :
وفادارى از زن طمع داشتن * بود تخم بىدانشى كاشتن مكن تكيه بر عهد و پيمان زن * كه بدعهد باشند و پيمان‌شكن « 1 » »

نفرت شديد زنان ، از « هوو »

يكى از نكات جالب تاريخ اجتماعى ايران ، اينكه زنان از ديرباز از « هوو » و رقيب سخت نفرت داشتند و با وجود مجوز شرعى ، حاضر بودند از شوهر خود ، انواع محروميتها از قبيل حبس و ضرب‌وشتم و كمى نفقه را تحمل كنند و قيافهء ناساز و نامطبوع « هوو » را نبينند . حكايت زير اين حقيقت را به خوبى نشان مىدهد : « زنى به نزديك يحيى بن اكثم رفت به شكايت شوهر خويش . قاضى شوهر را بخواند . گفت اى زن از چه شكايت مىكنى ، شوهر نانت نمىدهد يا برگ خانه‌ات نمىكند . يا آنچه شرط صحبت است به جاى نمىآورد ؟ زن جواب داد كه از اين هيچ‌گونه تقصيرى نيست . ولى بر سر من زنى ديگر بخواست ، قاضى با وى گفت : اى زن بدين معنى با وى مضايقه مكن كه او را با تو سه زن ديگر روا بود . زن گفت و مع هذا الجمال ايضا يجوز . يا قاضى اگر از نفقه كم دهد روا دارم و اگر برگ خانه نكند روا دارم و كذا فى الضّرب و الشّتم و الحبس . و ليكن نگر تا بر سر من يدك ( ؟ ) نگيرد . و اگر روا بودى كه نامحرمى را چشم بر من افتد من اكنون نقاب برداشتمى تا تو بدانستى كه آن را كه چنين جمال مهيا و مهنا باشد او را طلب ديگرى كردن خطا بود . » ( از كتاب خطى تفسير سوره يوسف ( ع ) - كتابخانهء ملى رشت ) « 2 » . مولوى صوفى و شاعر نامدار نيز از مردانى بود كه مردم را به كار و كوشش و زن خواستن و مهر ورزيدن تبليغ و تحريص مىكرد . پس از آنكه دختر صلاح الدين زركوب را به عقد سلطان ولد فرزند خود درآورد در مطلع غزلى چنين گفت :
باد مبارك در جهان سور و عروسيهاى ما * سور عروسى را خدا ببريده بر بالاى ما
و در شب زفاف اين غزل را فرمود :
مباركى كه بود در همه عروسيها * درين عروسى ما باد اى خدا تنها
از فرط علاقه‌اى كه مولانا به خاندان صلاح الدين داشت « پيوسته فاطمه خاتون را كتابت و قرآن تعليم مىداد « 3 » » . و به فرزند خود سفارش و تأكيد مىكرد كه نهايت مهر و محبت را در حق او مرعى دارد ، دو نامهء تاريخى مولوى به « فاطمه خاتون » و « سلطان ولد » از دل پاك
هامش
( 1 ) . احمدى بيرجندى ، ابن حشام خوسفى ، مجلهء دانشكده ادبيات ، مشهد ، شمارهء مسلسل 34 . ( 2 ) . مجلهء يغما شهريورماه 27 ص 264 . ( 3 ) . بديع الزمان فروزانفر : شرح حال مولوى ، ص 100 .