تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 230

مساهمون:

ص٢٣٠
« تا توانى مجرد زى و منفرد باش . چه مجردى علت استغنا و آزادى است » مثل : هركه مجرد نشيند نياز نبيند . اما اگر به سبب غلبهء شهوت . . . شيطان بر تو مسلط شود زن خواه . چون زن خواستى حرمت خود و او نگاه دار ، چه حرمت زن به شوى متعلق و عزت فرزند به پدر و دانش شاگرد ، به استاد . . . و نظام پادشاهى به وقوع عقل و ثبوت عدل ، اگرچه مال عزيز است از زن و فرزند دريغ مدار . . . چون زن طلبى بايد كه پاك‌دامن ، پاك‌دين و شوىدوست و كوتاه‌زبان و كوتاه‌دست ، و شرمناك باشد . . . چون بر اين صفات موصوف باشد ، خويش را به دست او مده و زير فرمان او مباش . . . تا توانى از پى زن محتشم‌تر از خويش مپوى و تا دوشيزه يا بى ، شوى كرده مجوى تا در او جز مهر تو مهر ديگرى نباشد . از زن باددست ناكدبانو دور باش ، چه گفته‌اند كه بايد مرد ، « رود » باشد و زن بند آن رود و از جمله اوصاف حسنهء زنان بخل است . . . مقصود از تزويج و زن خواستن تولد و خانه‌دارى دان ، نه تمتع و شهوت چه از بازار براى وقوع اين معنى كنيزك توان خريد و اينهمه مشقت و اخراجات نبايد كشيد . حكما گفته‌اند كه باعث بر تأهل و تزويج سه چيز بود : طلب نسل و حفظ مال و رعايت مهماندارى . نه مجرد داعيهء شهوت . و زن صالحهء پارسا ، شريك مرد بود در مال ، و قسيم او در كدخدايى و تدبير خانه . . . و به مدارا و سازگارى و خوشخويى سبب مؤانست و تسلى هموم و دفع احزان و غموم شوهر گردد . . . . چون شوهر در مال زن تصرف كند ، زن او را به منزلهء خدمتكارى و معاونى شمرد و او را وقعى و وزنى ننهد . . . طريق انتعاش شوهر در سياست زن سه چيز بود : اول هيبت . دوم كرامت . سيم شغل خاطر . اما هيبت آنكه خود را در نظر زن باوقار و صاحب وجود دارد تا در اوامر و نواهى او اهمال جايز ندارد . . . . و اما كرامت آنك زن را مكرّم دارد ، به چيزهائى كه سبب محبت و موجب شفقت گردد . . . و زنى ديگر بر او نگزيند . وقوع اين معنى موجب فساد و كدورت تعيش و عدم نظام احوال باشد . شغل خاطر ، آنكه از فرط محبت خويش نسبت به او محترز باشد ، و اگر به محنت محبت گرفتار بود از او پوشيده دارد . حكما گفته‌اند از تزويج چند نوع از نسا ( يعنى زن ) ، حذر بايد كرد . اول زنى كه او را اولاد بسيار باشد ، چه البته بىاختيار شفقت نموده مال شوهر را به رايگان بذل كند . دوم زنى كه متموله بود . چه به سبب وجود مال ممنون منت و محكوم حكم او بايد بود .
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 230 | مرتضى راوندى