تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 227

مساهمون:

ص٢٢٧
چو تيره شود مرد را روزگار * رود كدخدايى كند اختيار كشد سر به زير لحاف كهن * همه آن كند كش نيايد به كار
زيرا كه حاصل از اين كار بجز بىحاصلى نيست . كه اگر العياذ بالله دخترى به وجود آيد كه به سرحد عروس كردن رسد و در حين عروسى نشان بكارت به مردم بايد نمود و آن قسم روسياهى را روسفيدى نام كرده‌اند ، و اگر داماد را حيا مانع شده خدمت به تقديم نتواند رسانيد ، پدر و مادر دختر را ماتم گرفتن و دلگير شدن كه آيا چه واقعست كه دختر ما را نجماعيد ؟ زنهار كه اگر اين مصيبت واقع شود بايد كه به طمطراق آن دختر خود عروس نكنيد و لته خون‌آلود دختر به مرد و زن ننمائيد كه ننگى . . . بدتر از آن نيست .
به خونى كايد از زن وقت صحبت * بدان كى تهمت بكرى توان بست نشان بكريت خون فقط نيست * كه بكرى را نشانهاى دگر هست « 1 » . . .
نوشته‌هاى روحى انارجانى در عين حال كه مظهر ارتجاعىترين افكار قرون وسطائى است بسيارى از سنن بىمعنى و تعصب‌آميز آن دوران را نيز نشان مىدهد . به طورى كه از ويس و رامين فخر الدين اسعد گرگانى و تذكرة الاولياء شيخ عطار برمىآيد از ديرباز گل بردن و گل فرستادن براى نوعروسان ، معشوقان ، ياران و بيماران يك سنت شرقى و ايرانى است .
به رامين داد يك دسته بنفشه * « بيادم دار » گفتا اين هميشه
در كتب تاريخى و داستانى مكرر به مطالبى برمىخوريم كه نماينده طرز زناشوئى در ايران در دوران قرون وسطاست . در كتاب داستانى سمك عيار با بيانى شيرين كليهء آداب و رسومى كه در جريان عروسيها معمول بوده است بطرزى دلنشين بيان شده است ، در اين كتاب مىخوانيم : پس از آنكه هامان ، وزير مرزبانشاه ، دخترى شايسته را به نام « گلنار » به پادشاه معرفى مىكند وى به وزير خود دستور مىدهد : « مالى فراوان ترتيب كن از بهر شيربها و خواستارى دختر كردن - در حال بفرمود در خزانه بگشادند و صد بدره زر هريكى هزار دينار و ده عقد مرواريد هريكى هزار دانه ، هر دانه يك مثقال . . . و تاجى مرصع و صد تخت جامهء الوان و پنجاه خادم . . . » پس از آنكه نمايندهء مرزبانشاه به خاك عراق مىرود و هدايا را تقديم مىكند پادشاه عراق نيز متقابلا خلعتى فراوان براى مرزبانشاه مىفرستد و دختر خود را با وزير به ديار او مىفرستد ، چون خبر حركت عروس به مرزبانشاه رسيد « بفرمود تا وزير وى هامان و جمله سپاه خاص و عام استقبال كنند و منادى فرمود تا سراسر شهر آذين بستند و بر هر جاى مغنيان آواز
هامش
( 1 ) . سعيد نفيسى : رسالهء روحى انارجانى ، فصل دهم « در مذمت كدخدايى از قول اكابر » ، فرهنگ ايران‌زمين ، ج 2 ، ص 357 - 353 .