تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 226

مساهمون:

ص٢٢٦
و از قول جامى مىنويسد :
چو عيسى تا توانى خفت بىجفت * مده نقد تجرّد را ز كف مفت به گلخن پشت بر خاكستر گرم * به از پهلوى زن بر بستر نرم ز ديده خواب راحت دور كردن * به از همسايگى با حور كردن
سپس مىپرسد از كدخدايى حظ و بهره‌اى كه هست كدامست ؟ اولا نطقه‌اى است كه به وجود مىآيد ، اگر قابل باشد ، دولتى است روزافزون و سعادتى است به راحت مقرون و آن كم واقع مىشود ، تا حضرت حق تعالى كرا نصيب كند . و اگر ناقابل و ناهموار باشد غضبى است من عند الله ، مر پدر و مادر را كه هيچ علاج ندارد . چنان كه حضرت شيخ سعدى عليه الرحمه فرمود :
زنان باردار ، اى مرد هشيار * اگر وقت ولادت مار زايند از آن بهتر به نزديك خردمند * كه فرزندان ناهموار زايند
اما از آنجا كه عالم مهر و محبت پدر و مادريست چنان كه گفته‌اند :
زاده اگر تودهء خاكسترست * سرمه چشم پدر و مادرست
. . . سپس در مورد زناشويى مىگويد « اگر زن مقبوله باشد معلوم نيست كه مستوره باشد . زيرا كه مقبولهء مستوره كمياب و نادر است . چنان كه مولانا جامى فرمود :
نكورو تاب مستورى ندارد * ببندى در ، ز روزن سر برآرد نگيرد خوب‌رو ، در خانه آرام * اگر صد كشته بيند بر در و بام
* * *
حُسن ، پس پرده نماند نهان * گرچه بود پرده جهان در جهان
با اين بيان جامى نشان مىدهد كه انسانها ، بطور طبيعى و غريزى جنبه‌هاى مثبت و مفيد و جالب زندگى خود را خواه حسن و جمال باشد ، خواه علم و كمال و هنر به هم‌نوعان خود عرضه مىكنند و هيچ پرده و مانعى قادر نيست در برابر اين شور و شوق بشرى سد و عايقى پديد آورد . در جاى ديگر سعدى از خطر قرين بد سخن مىگويد :
زينهار از قرين بد زنهار * و قنا ربّنا عذاب النار آب را بين كه چون همى نالد * هر دم از همنشين ناهموار
به نظر روحى انارجانى آنان كه كدخدايى اختيار كنند يقين كه تيره‌بخت و سياه‌روز خواهند بود .