تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 221

مساهمون:

ص٢٢١

شرايط ازدواج ، و زن كمال مطلوب به نظر خواجه نصير الدين

خواجه در فصل سوم كتاب « اخلاق ناصرى » در معرفت سياست و تدابير « اهل » مىگويد بايد باعث بر تأهل دو چيز بود : حفظ مال و طلب نسل نه داعيهء شهوت يا غرضى ديگر از اغراض ، و زن صالح شريك مرد بود در مال و قسيم او در كدخدايى و تدبير منزل و نايب او در وقت غيبت . و بهترين زنان زنى بود كه در عقل و ديانت و عفت و فطنت « 1 » و حيا و رقّت و كوتاه‌زبانى و طاعت شوهر و بذل نفس در خدمت او . . . متحلى « 2 » بود و عقيم نبود و در ترتيب منزل و تقدير نگاهداشتن در انفاق واقف و قادر باشد و به مجامله و مدارات و خوشخويى سبب مؤانست و تسلّى همدم و جلاى احزان شوهر گردد . و زن آزاد از بنده بهتر . . . و زن بكر از غيربكر بهتر . . . و اگر با وجود اين اوصاف به حليهء « 3 » جمال و نسب و ثروت متحلّى باشد ، مستجمع انواع محاسن بوده و بر آن مزيدى صورت نبندد . و اما اگر بعضى از اين خصال مفقود باشد بايد كه عقل و عفت و حيا البته موجود بود . . . چه جمال با عفت كمتر مقارن افتد . به سبب آنكه زن جميله را راغب و طالب بسيار باشد . . . پس بايد كه از جمال بر اعتدال بنيه اقتصار كند ، و در آن باب نيز دقيقهء اقتصاد مرعى دارد . و همچنين بايد كه مال زن ، مقتضى رغبت نمودن به دو نگردد چه مال زنان مستدعى استيلا و تسلّط و استخدام و تفوّق ايشان باشد و چون شوهر در مال زن تصرف كند ، زن او را بمنزلهء خدمتكار و معاونى شمرد و او را وقعى و وزنى ننهد . . . تا به فساد امور منزل و تعيّش بازگردد . و چون عقد مواصلت ميان شوهر و زن حاصل شود ، سبيل « 4 » شوهر در سياست زن سه چيز بود : اول هيبت ، دوم كرامت ، سوم شغل خاطر . و اما هيبت آن بود كه خويشتن را در چشم زن مهيب دارد تا در امتثال اوامر و نواهى او اهمال جايز نشمرد . . . چه اگر اختلالى بدين شرط راه يابد زن را در متابعت هوى و مراد خويش طريقى گشاده شود . . . آمر مأمور شود و مطيع ، مطاع . . . و چندان فضايح و شنايع حادث شود كه آن را تلافى و تدارك صورت نبندد . و اما كرامت آن بود كه زن را مكرّم دارد به چيزهايى كه مستدعى محبت و شفقت بود . . . و اصناف كرامات در اين باب شش چيز باشد : اول ، آنكه او را در هيئتى جميل دارد .
هامش
( 1 ) . زيركى . ( 2 ) . آراسته . ( 3 ) . زيور . ( 4 ) . راه .