ازدواج عباسه خواهر هارون با جعفر برمكى
يكى از ازدواجهاى پرماجراى تاريخى عقد ازدواج عباسه خواهر هارون با جعفر برمكى است ، با اينكه اين ازدواج طبق مبانى و مقررات شرعى صورت گرفته بود و نزديكى و معاشرت آن دو از نظر شرعى و قانونى اشكالى نداشت ، هارون خليفهء فاسد عباسى ، با استبدادرأيى كه داشت آنان را از همخوابى با هم منع كرده بود ، ولى سرانجام شور و عشق جوانى و تمايلات جنسى سبب گرديد كه فرمان نارواى خليفه را ناديده گيرند ، پس از آنكه هارون از ماجراى آبستنى خواهر خود آگاه شد ، به سختى برآشفت و بر خاندان برمكى و خواهر بىگناه خود ستمها كرد كه شرح مفصّل آن در جلد دوم كتاب تاريخ حبيب السير ص 237 به بعد مندرج است .
يك عروسى باشكوه و بدفرجام
مقتدى خليفهء عباسى چند سال پس از احراز مقام خلافت دختر ملكشاه سلجوقى را به عقد خود درآورد و در سال 416 دختر به فرمان پدر با تجملى تمام ، راه بغداد پيش گرفت .
ملكشاه دختر خود را با 130 قطار شتر كه همه به ديباى رومى پوشيده بودند و بار آنها زر و نقره و اجناس قيمتى و امتعهء نفيسه بود ، و سه عمارى و 174 استر با جرسها و قلايد زرين به درگاه خليفه فرستاد . بر شش استر 12 صندوق نقره كه هر صندوقى مملو از جواهر گرانبها بود حمل مىكردند « و سى و سه اسب با زينهاى زرين كه مرصع از درّ و يواقيت و امثال آن بود محفّه دختر مىبردند و تكلفات را از اينجا قياس توان كرد و چون مهد عليا و امراء عظام به ظاهر بغداد رسيدند غنى و فقير و صغير و كبير از شهر به استقبال او بيرون آمدند و خليفه وزير خويش را با سيصد خيمه و سيصد مشعله پيش زوجهء سلطان ، تركان خاتون كه همراه دختر خود آمده بود فرستاد تا معروض خاتون گرداند كه سيّدنا و مولانا امير مىگويد كه
إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلى أَهْلِها .
خاتون گفت بالسّمع و الطاعه و در آن شب كه دختر را به بغداد آوردند ، نظام الملك و اعيان دولت ملكشاه چندان شمع و مشعله با خود داشتند كه شهر در چشمروشنان فلك ، از روز روشنتر مىنمود و بعد از آنكه دو هزار سوار آراسته از بازار و كوچه بگذشتند محفّه دختر سلطان مرصع به جواهر با سيصد كنيزك حورسرشت كه مثل ايشان در بهشت توان يافت ، رسيد و خواجهسرايانى كه در پيش محفه و عقب آن بودند به شمار نمىآمدند و در بغداد مثل آن شب هيچكس شبى نشان نداد و روز ديگر مقتدى ، طويى ترتيب كرد كه در آن طوى ( يعنى مهمانى و جشن ) چهل هزار من شكر صرف شد و باقى حوايج را بر اين قياس بايد كرد و در آن جشن