اين محيط روستائى متشكّل گرديد ، زيرا مرد در مزرعه از حيث عقل و جسم زودتر پخته و بالغ مىگردد « وظايف حيات را در بيست سالگى مانند مردان چهلساله به خوبى درك مىكند . . . « 1 » »
رشد اخلاقيات
ويل دورانت معتقد است كه با بسط تمدن و پيشرفت صنعت و تكنولوژى توجه مردم به مسائل انسانى و اخلاقى بيشتر مىشود چنان كه : « صنعت امروز در مقايسه با روش وحشتناك كارخانههاى صد سال قبل ، رحيم و مهربان است ، هر مؤسسهء جديد جزئى از برنامهء خود را تأمين آسايش قرار داده است و صنايع قسمت مهمى از عايدات خود را صرف بيمارستانها و مدارس و كتابخانهها و تحقيقات علمى ميكنند . هنوز در ميان ما ، اولياء الله پيدا ميشوند و مردم نيكوكار همه جا به چشم مىخورد . اگر كسى بخواهد ، دختران محجوب همه جا هستند و پشت پردهء هزاران خانه ، مادران شكيبا زندگى مىكنند . در مطبوعات روزانه عمليات توأم با فداكارى پابپاى جنايات ديده ميشوند ، و اگر طوفانى برخيزد هزاران نفر بكمك مىشتابند و ميليونها نفر مشمول كمك مالى مىگردند ، اگر ملتى دچار قحطى شود دشمنانش به يارى برمىخيزند و اگر پيشآهنگان راه گم كنند ديگران براى نجات آنان جان خود را فدا مىكنند . كسى به عمق استعداد انسان در راه نيكوكارى پى نبرده است ، در پشت آشفتگىها و جنايات ، مهر و عاطفه انسانى پاى برجاست . . . « 2 » » .
دانشمند ديگرى بنام « كار » برعكس معتقد است كه با تمام پيشرفت بشر در علوم فنى ، هنوز در جامعهء بشرى ، نظم واقعى حكومت نمىكند :
« در حال حاضر ، خيال ميكنم كسان كمى يافت شوند كه منكر پيشرفت ما ، در گرد آورى منابع مادى ، معرفت علمى و نيز تسلط بر محيط از نظر علوم فنى باشند . و آنچه جاى گفتگو دارد اين است كه آيا در قرن بيستم پيشرفتى در نظم جامعه ، در تسلط ما بر محيط اجتماعى ، ملى ، يا بين المللى حاصل شده است . و آيا در واقع سير قهقرائى آشكار نكردهايم ، آيا تكامل بشر به عنوان موجودى اجتماعى به طرز مهلكى از پيشرفت او در علوم فنى عقب نيفتاده است ؟ « 3 » » .
ويل دورانت ضمن توصيف اوضاع اجتماعى « عهد صفويه » به اختلاف سنن و عادات بشرى اشاره مىكند : « مسلمانان ما را كافر و مادى مىدانستند و از اينكه تحت تسلط زنان بوديم و بيش از يك زن نمىگرفتيم به ما مىخنديدند و گاهى سيلآسا براى خراب كردن دروازههاى ما به حركت درمىآمدند ، در ايامى كه اختلاف بزرگ ميان مسلمان و عيسوى بود
هامش
( 1 ) . لذات فلسفه ص 87 .
( 2 ) . لذات فلسفه ص 111 .
( 3 ) . تاريخ چيست ، نوشتهء كار ، ص 173 .