پيچيدهتر و شمارهء آنها چند برابر ميشد . . . فرزند ارزش اقتصادى خود را در خانواده از دست داد ، سن ازدواج بالا رفت . . . زندگى شهر بر موجبات تحريك جنسى افزود و برقرارى رابطههاى جنسى را آسان كرد . زنان « آزاد » شدند يعنى صنعتى شدند و وسايل پيشگيرى از آبستنى ، به آنها يارى كرد تا همخوابگى را از آبستنى جدا كنند ، با رشد استقلال فردى در تحول صنعتى سلطهء پدر و مادر ، اساس اقتصادى خود را از دست داد . جوان عاصى ديگر در حبس نظارت دهكده نبود به آسانى ميتوانست گناهانش را در گمنامى جمعيت شهر ، پنهان كند . پيشرفت علم « لولهء آزمايش » را از عصاى اسقفى معتبرتر كرد . ماشينى شدن توليد اقتصادى ، مكاتب فلسفى مادى را بوجود آورد ، تعليم و تربيت ترديدهاى دينى را اشاعه داد . . . و اخلاق كشاورزى قديم رو بزوال گذاشت . « 1 » »
توكويل
Tocqueville
سياستمدار و نويسندهء فرانسوى ضمن نامهاى به يكى از دوستانش آدم عصر بورژوازى را چنين توصيف مىكند « . . . معمولا يك انسان نه زياد بد است و نه زياد خوب ، بلكه حال اعتدال دارد . . . بشر با همهء معايب و ضعفها ، فضايل و خصايصى دارد ، اين معجون اسرارآميز كه از خوبى و بدى ، امانت و تقوى ، رذالت و شرافت تركيب يافته روىهمرفته در روى كره ارض عالىترين و جالبترين موضوعى است كه درخور هرگونه مطالعه و تحقيق و توجه و ترحم و تحسين و دلبستگى است ، حال كه ما دسترسى بفرشتگان نداريم ، براى ما هيچ دلبستگى ديگرى والاتر و ارجدارتر از دلبستگى ما نسبت به همنوعانمان نيست « 2 » . »
نسبيّت ، اخلاق
چنان كه گفتيم امور و مسائل اخلاقى نسبى است و برحسب زمان و مكان فرق مىكند :
« . . . شرقيان بعلامت احترام كلاه به سر ميگذاشتند و غربيان آن را براى اداى احترام برميدارند ، زن ژاپنى به لختى تن كارگر اهميت نميدهد ولى در شرم و عفت ممكن است از مريم و آسيه برتر باشد . . . زن عرب نشان دادن سر و صورت و سينه را و زن چينى نشان دادن پا را دور از عفت ميداند . . . ساكنان ملانزى بيماران و پيران را زنده در خاك ميكنند و اين امر را وسيلهء خوبى براى رهايى از بقاى آنان ميدانند ، لوبك
Lubbock
ميگويد : اهداى تابوت به خويشان پير ، در چين ، امر شايستهاى محسوب مىشود و يا ميشد ، مخصوصا اگر خويشاوندان در بستر بيمارى باشند سمنر ،
Sumner
مينويسد : در جزيرهء بريتانياى جديد گوشت انسان را ، در دكانها ميفروشند همچنانكه قصابان گوشت خوك را ميفروشند . . . ميتوان به آسانى صدها مثال
هامش
( 1 ) . درسهاى تاريخ ، از ويل دورانت ، ترجمهء زريابخوئى ، صفحه 15 ببعد .
( 2 ) . تحليل دموكراسى در آمريكا ، ترجمهء مهندس رحمت الله مقدم مراغهاى صفحه 56 .