تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 217

مساهمون:

ص٢١٧
آن تختهاى سيمين درهم بافته و ساخته و بر آن سى درخت زرين مرتب كرده و برگهاى درختان پيروزه بود يا زمرد و بار آن انواع يواقيت چنان كه امير اندر آن بديد آن را سخت بپسنديد و گرد بر گرد آن درختان ، بيست نرگسدان نهاده و همه سپر غمهاى ( يعنى گلها ) آن از زر و سيم ساخته و بسيار انواع جواهر و گرد بر گرد اين نرگسدانهاى سيم طبق زرين نهاد ، همه بر عنبر و شمّامهاى كافور ، اين يك صفت جهيز بوده و ديگر چيزها برين قياس مىبايد كرد . « 1 » » چنان كه گفتيم بعضى عروسيهاى بزرگ كه بين سلاطين و امرا روى مىداد جنبهء سياسى داشت ، چنان كه منوچهر بن قابوس براى حفظ دوستى خود با سلطان محمود درصدد ازدواج با دختر او برآمد و يكى از فضلاى عصر را با تحف و هدايا نزد محمود فرستاد و دختر او را خواستگارى كرد و محمود استدعاى او را پذيرفت و به قول مترجم تاريخ يمينى « . . . كريمه‌اى كه جگرگوشه او بود و فرزندى كه زهرهء آسمان سلطت بود به فلك المعالى داد . . . » همچنين ايلك ، خان تركستان براى تثبيت موقعيت سياسى خود تقاضاى خويشاوندى با سلطان محمود كرد و محمود درخواست او را پذيرفت و دختر وى را به حبالهء نكاح خويش درآورد به طورى كه صاحب روضة الصفا به تفصيل ياد كرده است : در اين عروسى مجلل « . . . بيش از حد و حصر از يواقيت و عقائد درّ و مرجان و تخته‌هاى جامه و بيضاى عنبر و اوانى سيم و زر مشحون به مشمومات كافور . . . و تيغهاى آبدار و پيلان جنگى آراسته به ملابس و اطواق مرصع كه چشم بيننده از لمعان او خيره مىشد . . . » همچنين سلطان محمود براى ادامهء دوستى خود با ايلك خان يكى از دختران ايلك را به مزاوجت پسر خود « مسعود » درآورد . مترجم تاريخ يمينى در اين باره مىنويسد : « در عهد ايلك خان عقيله‌اى از مخدرات اولاد او از بهر امير جليل ابو سعيد مسعود نامزد كرده بود . در اين ايام سفيران به اتمام وصلت وساطت كردند و عقد آن مناكحت به استحكام رسانيدند و از ثقات حضرت سلطان جمعى از جهت نقل آن درّ يتيمه برفتند تا آن وديعت به منصهء استحكام رسانيدندى و جمهورى از مشاهير علماى مشرق و ائمهء منطق در خدمت مهد او به بلخ آمدند و آن امانت بسپردند و محمولاتى كه داشتند از مال و منال رسانيدند و زفاف آن كريمه تمام شد و سلطان بفرمود تا پيش از وصول ايشان در بلخ آذين بستند و شهر بياراستند و از انواع تزئين هيچ باقى نگذاشتند . » به طورى كه ديديم در اين عروسيهاى پرطمطراق و مجلل سياسى مطلقا به تمايلات زن و شوهر و مصالح شخصى آنان و عشق و علاقهء طرفين توجهى نمىشده است ، به همين جهت بعضى از اين عروسيها چنان كه تاريخ نشان مىدهد ثبات و دوامى نمىيافت .
هامش
( 1 ) . تاريخ بيهقى ، پيشين ، ص 395 به بعد .
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 217 | مرتضى راوندى