تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 204

مساهمون:

ص٢٠٤
صورت شخصيّتهاى مهم محلى جلوه‌گر مىساختند و با استعمال لغز و معما و خواندن اشعار و شطرنج‌بازى جاى خود را در بين مردم باز مىكردند و هر وقت در شهر مهمانى مجلل برپا بود آنها با تغيير لباس در آن شركت مىكردند و با فريفتن دربانها به شكلى در حياط و ايوان پذيرائى راه مىيافتند . مىگويند طفيليهاى بغداد ، تدبيرها و نيرنگهاى زيادى به كار مىبردند ، يعنى درست در موقعى كه خواجه‌هاى بدگمان براى جلوگيرى از ورود آنها به فكر بستن در بزرگ ورودى مىافتادند ، آنها با مهارت چند ريگ در پاشنهء در مىافكندند تا از بسته شدن در جلوگيرى شود ، همين كه دربان در مقام كشف مطلب برمىآمد و مىكوشيد كه ريگها را خارج كند آنها از موقع استفاده مىكردند و با گستاخى و بيشرمى وارد منزل مىشدند . ناگفته نماند كه در آن روزگار نيز بستن در ، بر خلاف نزاكت و سنن معمولى بود و معمولا در جشنها و ضيافتهاى مجلّل ، در بزرگ كاخ را مىگشودند تا هركس بخواهد داخل كاخ شود . « 1 » » نظامى در وصف عروسى و شب زفاف خسرو و شيرين چنين مىگويد :
سحرگه چون به عادت گشت بيدار * فتادش ديده بر گلهاى بىخار عروسى ديد زيبا ، جان درو بست * تنورى گرم ، حالى نان درو بست چو ابر از پيش روى ماه برخاست * شكيب شاه نيز از راه برخاست خرد با روى زيبا ناشكيب است * شراب چينيان « مانى » فريب است به حورستان درآمد شاه سرمست * طبرزد مىربود و قند مىخست
اكنون كه تا حدى از سنن و معتقدات مردم در مورد ازدواج آگاهى يافتيم نخست از حقوق اجتماعى زنان مىگوئيم و نمونه‌اى چند از عروسيهاى قرون وسطائى را نقل مىكنيم :

حقوق اجتماعى زنان در ايران

چنان كه سوابق تاريخى نشان مىدهد در عهد ساسانيان حقوق اجتماعى زنان رو به ترقى و تكامل مىرفت ، حجاب به صورتى غيرجدى و آميخته با تساهل فقط در بين طبقات ممتاز وجود داشت . معاشرت دختران و پسران قبل از ازدواج معمول بود ، مذهب زرتشت به پسران تأكيد مىكرد كه اگر در جريان معاشرت مقاربتى دست داد از ازدواج خوددارى نكنند . زنان مخصوصا آنان كه وابسته به طبقات متوسط و پائين اجتماعى بودند در فعاليّتهاى گوناگون اقتصادى و اجتماعى شركت مىجستند . ولى چنان كه قبلا به تفصيل ( در جلد سوم صفحه 616 به بعد ) يادآور شديم پس از ظهور اسلام ، مغاكى ژرف بين زنان و مردان پديد آمد . حجاب و
هامش
( 1 ) . زندگى مسلمانان در قرون وسطى پيشين ، ص 61 - 56 .