پدر زبان به سخن مىگشودند و در زمينههاى مختلف گفتگو مىكردند و پدر سكوت اختيار مىكرد ، و طبق سنن محلى از موضوع مورد علاقه مطلبى گفته نمىشد ، تا پدر دختر به فراست و از روى قرائن از موضوع مطلع شود ، و پس از چند روز مطالعه و تحقيق نظر نهايى خود را داير بر موافقت يا مخالفت با اين ازدواج اعلام نمايد .
در ممالك عربى بر خلاف ايران ، زنان به عنوان واسطهء عروسى پادرميان مىگذاشتند و مسائل مربوط به عروسى ، در حرم مطرح و مورد بحث قرار مىگرفت ، و غالبا زنان ساعتهاى متوالى در پيرامون آن سخن مىگفتند .
در كردستان كه از جهت زبان و عادات محلى يك منطقهء ايرانى است ، ده تن از معمّرين محل به خانهء دختر مىرفتند ، و چند سكه نقره در دست او مىگذاشتند و اين عمل چون خواستگارى دختر تلقى مىشد . بعد مدتى سپرى مىشد تا پدر دختر اطلاع كافى از اوضاع و احوال خواستگار كسب كند و از موافقت يا مخالفت دختر خويش آگاهى يابد . اگر دختر كرد قبلا جوان را ديده بود ، و او را مىشناخت و به او عشق مىورزيد ، بيدرنگ جواب مثبت به خانوادهء داماد اعلام مىشد . در فاصلهء بين نامزدى و تشريفات عروسى ، جوان مرتبا به ملاقات دختر مىرفت ، در جريان اين ملاقاتها دختر نيمهمستوره بود ، زيرا طبق نظريهء بعضى از علما ، مرد قبل از تشريفات عروسى حق ندارد از نامزد خود بىحجاب ديدن كند . در فاصلهء بين نامزدى و ازدواج ، از طرف خانوادهء دختر و پسر تداركات و مقدمات عروسى فراهم مىشد ، خانوادهء عروس ، جهيزيهء دختر خود را آماده مىكردند و خانوادهء داماد نيز اثاث منزل و ديگر ضروريات زندگى را فراهم مىآوردند . با اينكه نامزدى در هر موقع و در هر فصل سال امكانپذير بود ، معمولا مراسم برگزارى جشن عروسى در روزهاى معينى از سال صورت مىگرفت . در ايران اين مراسم معمولا موقعى انجام مىگرفت كه در مناطق ييلاقى انبارها پر ، و غلات فراوان ، و وضع اغنام و احشام رضايتبخش بود . به مناسبت جشن عروسى در شهر يا در ده ، از تمام سكنه محله يا ده دعوت مىكردند . فقرا مانند اغنيا ناچار عدهء كثيرى را دعوت مىكردند . در جشن عروسى اعيان و طبقات مرفه دويست ، سيصد تن شركت مىكردند . يك نفر كارگر يا پيشهور نيز ناگزير بود عدهء زيادى را دعوت كند ، مثلا يك نانوا ، يا قصاب يا كفشدوز به حكم سنن اجتماعى ناچار بود در چنين جشنى تمام افراد همكار خود را گرد آورد ، به همين علت در جريان جشن عروسى ، كارگران و پيشهوران مقروض مىشدند و مدت زمانى مديون اين و آن بودند .
شاهزادگان جشنهاى شاهانه برقرار مىكردند ، و در جريان آن شكوه و جلال و قدرت مالى فراوان خود را به رخ مردم مىكشيدند . در شبهاى قبل از عروسى فعاليت و رفتوآمد
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 201
مساهمون: مرتضى راوندى
ص٢٠١