در اين هنگام برحسب خصوصيات هر محل بر سر عروس ، نمك ، آرد ، برنج ، لوبيا يا سكههاى نقره و طلا يا نقل مىريختند . سپس رقاصهها با چنگ و دف و ساز و طنبور به رقص و نوازندگى مىپرداختند و خوانندهاى طبق سنن محلى با آوازى خوش به عروس و داماد تهنيت مىگفت و براى آنان سعادت و موفقيت مىطلبيد .
در اين موقع كه تمام مدعوين براى ديدن عروس چشم خود را به در حرم دوخته بودند ، عروس با لباسى مجلل و زيبا و سرى آراسته به گل و ياسمن كه با پارچه آغابانوى سفيد پوشيده شده بود وارد مىشد و در وسط سالن مىنشست و به آوازهايى كه طبق سنن معمولى به مناسبت عروسى مىخواندند گوش مىداد . پس از پايان اين جريان ، موقع تعارفات و تبريكات فرا مىرسيد و بعد تمام مدعوين به ميزهاى بزرگى كه از برگ و گل و نبات تزيين شده بود ، نزديك مىشدند و از نقلها و انواع شيرينى و شربتهاى متنوع و معطرى كه روى ميز چيده بودند مىخوردند .
به اين ترتيب نخستين قسمت تشريفات عروسى پايان مىيافت و كمى بعد مدعوين جمع مىشدند ، و با جلال و احترام تمام عروس را به منزل داماد رهبرى مىكردند . در اين هنگام داماد درحالىكه بر اسبى سوار بود ، با دوستان خود به پيشواز عروس مىآمد ، و عروس در حالى كه در روى تخت روان سربازى نشسته بود به وسيلهء چهار قاطر كه به انواع منگوله و پارچههاى زيبا و گلهاى رنگارنگ تزيين شده بود به سوى خانهء داماد مىرفت . دوستان و بستگان نيز ، عدهاى سوار و جمعى پياده به دنبال عروس با هلهله و شادى روان مىشدند . در ضمن اين جريان جهيز عروس را از قبيل قالى ، رختخواب و تختخواب ، انواع اسباب و كليهء اثاثهء شخصى و هديههايى كه داده بودند بر پشت قاطر مىنهادند و به منزل داماد مىبردند . همراهان عروس در پناه نور مشعلها ، فانوسها و فشفشهها ، ضمن گوش كردن انواع ساز و آواز و فرياد شادى و كفزدنهاى مشايعان به حركت خود ادامه مىدادند . پس از گذشتن يك يا چند ساعت و عبور از كوچه و خيابانهاى بسيار ، به خانهء داماد مىرسيدند ، در آنجا مهمانى مفصلى برپا بود ، انواع غذاها ، از قبيل آش ، كباب ، خورش ، پلو و انواع شيرينى و قطاب و حلوا و زولبيا و فالوده و نانهاى كليچه و نقل و آچار و ميوههاى گوناگون در برابر مهمانان مىگذاشتند .
در قرن دهم و پانزدهم ، در نتيجهء سنگينى مخارج زندگى ، مردم ميانهحال و فقير ناچار شدند كه از تشريفات اين مهمانيها بكاهند و عدهء كمترى را در عروسيها دعوت كنند .
در شهرها نيز اعيان و اشراف تنى چند از غلامان خود را براى مراقبت و جلوگيرى از ورود عناصر ولگرد و انگل در جلو درها مستقر مىكردند ، ولى عناصر طفيلى يعنى سورچرانان ، گدايان و انگلهاى حرفهاى نيز غافل نبودند و گاه نيز با كرايه كردن لباسهاى فاخر خود را به
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 203
مساهمون: مرتضى راوندى
ص٢٠٣