تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 192

مساهمون:

ص١٩٢
و خواب كردن اطفال به آنها قندداغ مىدادند ، يا يك نيمه خرما را در پارچه نظيفى نهاده در دهان طفل مىگذاشتند تا بمكد و با خواندن لالايى يا آواز ملايمى او را به خواب مىكردند . مادران از نهادن نظر قربانى در بالاى سر كودك غفلت نمىكردند . چه در آن روزگار معتقد بودند كه بيماريهاى گوناگون اطفال ، ناشى از چشم‌زخم است و با خواندن دعا و آية الكرسى موجبات مصونيت طفل را فراهم مىكردند ، و گاه براى دفع خطرات ، چشم گوسفند را كاملا خشك مىكردند و با شيشه‌هاى مخصوص رنگارنگ بالاى سر طفل مىآويختند . علاوه بر اينها ، براى بيرون راندن اجنه و ارواح خبيثه و سالم كردن محيط ، بعضى مواد را دود مىدادند . خانواده‌هاى ممتاز به داشتن اطفال سالم و نظيف و خوش لباس افتخار مىكردند . در دورهء قرون وسطى پيوسته لباسى شبيه لباس پدر و مادر ، بر تن اطفال خود مىكردند ، مثلا فرزند سرداران ، سرهنگان و سپهسالاران از كودكى فينه و نيم‌تنهء نظامى ، شمسهء دوخته و گلدوزىشده در بر مىكردند و شمشير كوچك بيخطرى را به كمربند او مىآويختند . به دختران نيز لباسى چون لباس مادرانشان مىپوشانيدند . از 9 سالگى به بعد ، دختران طبقهء اعيان چادرى روى البسه ابريشمى و مخملى خويش در بر مىكردند و مانند خانمهاى بزرگ ناخنهاى خود را رنگ حنا كرده و انگشترى در دست مىكردند . و به چشمان آنها سورمه و كحل مىكشيدند . معهذا لباسهاى زيبا و جواهرات گرانبها ، مانع بازيهاى كودكانهء آنان نمىشد ، بلكه آنها با آن البسهء فاخر ، با عروسكها ، اسباب‌بازيهاى خانگى ، بادكنك يا حيوانات گلى و مقوايى و چيزهاى ديگرى كه براى آنها خريدارى مىشد ، سرگرم بازى بودند . تقريبا تمام پدران با خوشحالى و مسرت بسيار ، شبها قبل از آمدن به خانه براى كودكان خود تنقّلاتى از نوع شيرينى و ميوه خريدارى مىكردند . از كودكى به اطفال مىآموختند كه در برابر بزرگسالان چهارزانو و گاه دوزانو بنشينند ، با اينكه طرز نشستن بسيار دشوار بود ، بچه‌ها ناگزير به تحمّل و فراگرفتن آن بودند . پسران ، پس از پنج سالگى بتدريج از حرم خارج مىشدند ، و از روش پدران تبعيت مىكردند . به دختران و پسران شعاير مذهبى ، و راه و رسم وضو گرفتن و نماز خواندن را مىآموختند . مادربزرگ و پدربزرگ هر خانواده با صبر و حوصلهء بسيار براى كودكان نقل و قصّه مىگفتند و با افسانه‌هاى كوچكى كه ياد گرفتن آنها دشوار نبود كودكان را دلخوش و سرگرم مىكردند . « 1 » »
هامش
( 1 ) . على مظاهرى : زندگى مسلمانان در قرون وسطى ، ترجمهء مرتضى راوندى ، ص 52 - 46 .