اوقاتى كه مردان در حياط بيرونى مشغول تفريح و خوشگذرانى بودند ، بانوان نيز در قسمت اندرونى با انواع شيرينى و تنقلات به پذيرائى مهمانان خود مشغول بودند .
علاوه بر اين به مناسبت ختنهء شاهزادگان ، شعراى دربارى شعرها مىسرودند .
گاه عدهاى از شاهزادگان ، وزيرزادگان و فرزندان اعيان و اشراف را در محل معينى جمع كرده و جملگى را در يك جا و يك روز ختنه مىكردند ، در اين موارد جشن ختنه و سرور به يك جشن ملى تبديل مىشد .
پس از پايان ختنه به بچه مىگفتند تا امروز تو كافر بودى ولى از امروز به بعد مسلمانى . بعد از پايان عمل براى جلوگيرى از زخم و ناراحتيهاى ديگر ، مدت دو ماه بچهها چون سياهان افريقايى با لنگ حركت مىكردند ، زيرا التيام يافتن اين زخم كوچك بسيار طولانى بود « 1 » » ولى امروز اين سنت بىمعنى و آزاردهنده ( يعنى ختنه بچهها در 8 يا ده سالگى ) معمول نيست و در نخستين ساعات يا روزهاى تولد كودك را ختنه مىكنند و از اين رنج روحى و جسمى رها مىسازند .
مراسم جشن ختنهسوران پسر والى قندهار
مؤلف تاريخ سيستان در سال 1004 هجرى در وصف جشن « ختنهسوران » پسر والى قندهار مىنويسد : « . . . و از هر قسم مكيّفات و مغيّرات كه در ميل هركس بود حاضر و مهيّا ساختند . . . از لوليان شكرلب شورانگيز ، حوالى و حواشى مزيّن بود ، دم به دم به ترنّم و رقاصى اشتغال داشتند ، و از جمله سازندههاى ماوراء النهر ، حافظ يوسف قانونى كه در آن فن ( نواختن قانون ) اعجوبهء زمان است ، در آن مجلس حاضر بود . چند روز فقير را ( يعنى مؤلف تاريخ سيستان ) را مشغول تماشاى آن بزم داشتند . « 2 » »
در دايرة المعارف فارسى در پيرامون ختنه چنين آمده است :
« ختان يا عمل بريدن قسمتى از پوست بالاى آلت رجوليت نخست بين مصريان قديم و بعد بين يهوديان و بعدها بين اعراب و مسلمين رواج يافت .
يهوديان كودكان خود را در 8 روزگى ختنه مىكنند . عيسويان اين عمل را ضرورى نمىدانند ولى مسلمانان اين كار را لازم مىشمرند . در ايران رسم ختنه را با مراسمى كه ختنهسوران يا ختنهسورى مىخوانند اجرا مىكنند و در محافل اشرافى هدايا و پيشكشهايى
هامش
( 1 ) . همان كتاب ، ص 55 - 54 .
( 2 ) . احياء الملوك تصحيح دكتر منوچهر ستوده ص 366 به نقل از « ناى هفتبند » نوشتهء باستانى پاريزى ( حافظ چندين هنر ) ، ص 519 .