شخصيتهاى مسلمان قرون وسطى را بر زبان مىآوردند ، مىتوان روزگار وى و كشورى را كه او در آنجا ، مىزيسته معلوم و مشخص نمود .
غلامان نمىتوانستند از اسامى و مشخصات مردم آزاد استفاده كنند ، به آنها حق داشتن « كنيه » داده شده بود ، اگر اسم اول آنان را ذكر مىكردند ، جنبهء تفننى داشت . اين اسامى ريشهء فارسى يا تركى داشت و موقعيت اجتماعى آنان را معين مىكرد . در ماوراء النّهر ، به آخر اسامى آنها « تگين » مىافزودند چون « خمارتگين » و « سبكتگين » و نظاير اينها به اسامى غلامان نسبتى كه مأخوذ از اسم مولا يعنى خواجهء آنها بود اضافه مىكردند ، مانند « ساجى » از نام سپهسالار ابن ابى الساج يا « ناصرى » از نام ناصر الدين و نحو اينها .
غلامى كه آزاد مىشد باز « مولى » و وابسته به صاحب سابق خود بود و با اجازهء او مىتوانست نسبت خود را به خواجه به جاى اسم به كار برد .
جهودان ، عيسويان ، و پارسيان و ديگر نامسلمانان ، از آغاز قرن دهم ، به فرزندان خود ، دو نام مىدادند ، يكى نام مذهبى و ملى خودشان و يكى نام اسلامى ، مثلا پيروان موسى فرزندان خود را موسى ، هارون ، و عذراء و عيسويان از آن خود را يونس ، مرقس ، و يوحنا ، و زرتشتيان اولاد خود را ، رستم و زرتشت و غيره خطاب مىكردند . و در عين حال يك اسم اسلامى ، نظير محمد ، على و ابو بكر براى آنها انتخاب مىكردند ، و در بين مردم به نامهاى اخير يعنى به اسامى اسلامى شناخته مىشدند ، مسلمانان از اينكه جهودان و عيسويان و زردشتيان ، بدون اينكه تغيير مذهب داده باشند ، خود را عبد الله ، محمد و يا على معرفى مىكردند ، عموما ناراضى بودند .
در تمام دورهء قرون وسطى همهء عيسويانى كه در شبهجزيرهء عربستان و شام و مصر مىزيستند ، بدون استثناء علاوه بر اسم مخفى خود يك نام اسلامى نيز داشتند .
از اواخر قرن هشتم خلفاى عباسى به تقليد از شهرياران قديم ايران شرقى و اشكانيان و ساسانيان بر خود عنوانها و القاب مىنهادند ، مثلا به نام هارون « الرشيد » را كه به معنى كامل است ، مىافزودند و مىگفتند « هارون الرشيد » يا اينكه « المأمون » ، يعنى درستكار ، را به عبد الله اضافه مىكردند و مىگفتند « عبد الله المأمون » . ضمنا براى حضرت محمد و على و فاطمه و موسى و عيسى و آدم نيز القاب « المصطفى » « المرتضى » « الزهرا » « كليم الله » « روح الله » « ضحى الله » وضع كردند درحالىكه بنى اميه القاب نداشتند ، گو اينكه در قرن چهاردهم ميلادى صاحب تاريخ گزيده حتى براى خلفاى اموى نيز لقبها ساخته است .
علاوه بر اين ، ملوك در قرن دهم به دنبال چينيها و ايرانيان به اسامى خود القابى اضافه مىكردند ، مانند « ركن الدوله » يا « عماد الدوله » ، اين القاب معمولا از طرف خليفهء وقت به
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 190
مساهمون: مرتضى راوندى
ص١٩٠