تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 191

مساهمون:

ص١٩١
امراى بزرگ داده مىشد ، ولى در قرن سيزدهم حتى جهودها القاب « دوله » بر خود نهادند ، همچنين القابى كه با « ملك » ختم مىشد ، به وزراء داده مىشد ، مانند « نظام الملك » . از قرن يازدهم به بعد عناوين با كلمهء « دين » پايان مىيافت ، مانند « ركن الدين » . اين عناوين كه ابتدا مخصوص سلاطين بود ، بعدها به امرا نيز داده مىشد و در اواخر قرن دوازدهم ، اين القاب به شاهزادگان و حتى خواجگان و خواجه‌شماران نيز اعطا مىشد . در قرن دوازدهم هنگامى كه ابن جبير به مشرق مسافرت كرد ، از اينكه هركس و ناكسى ، القابى نظير ضياء الدين و افتخار الدين بر خود نهاده است بسيار تعجب كرد و به آشفتگى و افتضاحى كه در بخشايش القاب پيدا شده بود اعتراض كرد . در اواخر قرون وسطى ، استعمال اسم اول يا اسم شخصى كه در دوران جنگهاى صليبى رونق گرفته بود رو به فراموشى گذاشت ، و همانطور كه تمدن اسلامى رو به انحطاط مىرفت ، استعمال اسامى و القاب نيز تا حدى مبتذل شد ، تنها استعمال نام خانواده همچنان معمول بود . در تركيه فقط خاندانهاى ممتاز القاب را براى خود حفظ كردند . در ساير كشورهاى اسلامى القاب فقط براى مردم باسواد بود ، بقيهء مردم از اسم شخصى استفاده مىكردند . معمولا براى تربيت اطفال طبقات متوسط و ممتاز ، دقت و مراقبت بسيار مىشد ، در نظافت و پاكيزگى آنها مىكوشيدند ، حتى الامكان از كتك زدن آنها خوددارى مىكردند ، و از سالهاى اول عمر ، آنان را به اطاعت و نجابت تشويق مىكردند . تا پنج سالگى ، بچه‌ها اعم از پسر يا دختر تحت مراقبت مادران ، در ميان زنها زندگى مىكردند و حتى المقدور اتاق وسيعى در اختيار آنها بود ، ثروتمندان و متمولين از بردگان براى پرستارى و نگهدارى بچه‌ها استفاده مىكردند . در بين اشخاص ميانه‌حال ، معمولا مادرها يا مادربزرگها به كار تربيت اطفال مىپرداختند و در هر حال مردم از مراقبت در احوال كودكان خود غفلت نمىكردند . درحاليكه اكثريت مردم ايران مخصوصا طبقهء كشاورزان از ابتدائىترين وسايل زندگى بىنصيب بودند . براى اطفال ثروتمند يا ميانه‌حال اتاق مخصوصى در نظر مىگرفتند كه از قالى يا بوريا مفروش بود و آبنماى بزرگى داشت كه براى شستشوى آنها بود ، و با آفتابه و ابريق برحسب فصل و مقتضيات هوا ، اطفال را با آب گرم يا سرد تطهير مىكردند . اطفال را تا سه ، يا چهار سالگى در گاهوارهء چوبى مىخوابانيدند و در بالاى سر آنها ، پارچهء نازكى مىگستردند تا از آزار پشه و مگس در امان باشند . در تابستان غالبا بچه را در ننو مىخوابانيدند ، به اين ترتيب كه نخست ننو را به وسيلهء چهار طناب به ديوارهاى مجاور مىبستند و سپس آن را با ملايمت تكان مىدادند تا بتدريج بچه به خواب برود ، گاه براى ساكت كردن