تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 195

مساهمون:

ص١٩٥
تقديم مىكنند . در ايران ختنه تا اين اواخر به وسيلهء دلاكها صورت مىگرفت ، ختنه از نظر پزشكى ارزش بسيار دارد و از بسيارى از امراض احتمالى جلوگيرى مىكند به همين علت امروز بعضى از كشورهاى عيسوىمذهب نيز ختنه را تجويز و ترويج مىكنند . « 1 » » چنان كه اشاره شد به مناسبت ختنهء فرزندان از ديرباز در ايران ، طبقات مختلف بساط جشن و سرورى برپا مىكردند و اعيان و اشراف به مناسبت اين جشن مهمانيهاى مفصلى مىدادند و تودهء مردم نيز به تناسب وضع اقتصادى خود جشن ساده‌اى برپا مىكردند . ابن خلدون مىنويسد : « حجاج در ختنه كردن يكى از پسرانش جشنى برپا كرد ، آنگاه برخى از دهگانان را حاضر آورد و دربارهء مهمانيها و جشنهاى ايرانيان از آنها پرسش كرد ، و به يكى از آنان گفت بزرگترين مهمانى را كه ديده‌اى براى من نقل كن . وى گفت : يكى از مرزبانان خسرو را ديدم كه براى مردم فارس سور و مهمانى به پا كرده بودند . درين مهمانى قدح‌هاى زرين را بر خوانهاى ( يعنى سفره‌هاى ) سيمين نهاده و بر هر خوان چهار قدح گذارده بودند و هريك از اين خوانها را چهار تن كنيز نزد مهمانان مىگذاشت و به چهار تن از آنان اختصاص داشت و پس از صرف طعام آن خوان با قدحها و كنيزان از آن مهمانان بود . . . آنگاه حجاج ، دانست كه او را فراهم ساختن چنين ابهّت و شكوهى ميسر نيست . « 2 » » در طرز نگهدارى نوزادان از ديرباز تا حدود نيم قرن پيش هيچگونه تغييرى به مصلحت كودكان حاصل نشد . دروويل كه در عهد قاجاريه به ايران آمده ، و در پيرامون اوضاع اجتماعى مردم اين سرزمين مطالعاتى كرده است از روش غيرمعقول و ظالمانهء نگهدارى و تربيت نوزادان در ايران مطالبى مىنويسد كه نقل شمه‌اى از آن خالى از فايده نيست :

طرز نگهدارى از نوزادان

« . . . در سالهاى اول زندگى ، كودكان را در هيچ كشورى چون ايران آزار و شكنجه نمىكنند . به محض اينكه كودكى اعم از پسر يا دختر چشم به دنيا گشود او را چندين بار با آب سرد شسته و سپس در پارچه‌هاى محكم مىپيچند ( قنداق ) در اينحال كودك نزديك است خفه شود ، آنگاه نوزاد را در گهواره‌اى فاقد تشك و نازبالش كه ته آن چرمى و چون پوست طبل پهن شده است ، مىخوابانند . وسط چرم مزبور سوراخى تعبيه شده تا ادرار كودك از آن به پائين جارى شود . كودكان را با بندهاى كرباسى عريضى به طول 25 تا سى پا به گهواره طناب‌پيچ مىكنند . اين طناب‌پيچى به حدى محكم و بيرحمانه است كه من از ديدن اين‌كه كودكان جان
هامش
( 1 ) . دكتر مصاحب - دايرة المعارف فارسى ، ص 884 . ( 2 ) . ابن خلدون : مقدمه ابن خلدون ، ترجمه پروين گنابادى ، ج 1 ، ص 239 .