تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 193

مساهمون:

ص١٩٣
آنچه گفتيم مربوط به زندگى طبقات مرفه و ميانه‌حال جامعهء ايران بود . كشاورزان و پيشه‌وران تنگدست از امكانات اقتصادى و اجتماعى كمترى برخوردار بودند . و اطفال طبقات محروم و ستمكش كه اكثريت قاطع ملت ايران را تشكيل مىدهند نه تنها از امكانات تفريحى بىنصيبند بلكه از خوراك و پوشاك كافى و مسكن مناسب نيز بىبهره بوده و هستند .

آئين ختان يا مراسم ختنه‌سوران

ختنه از ديرباز نزد سياهان و زنگيها و نژاد سام معمول و متداول بود ، و اين عمل را چون نوعى عبادت و قربانى در برابر خدايان بارورى مىشمردند . آنها نه تنها پوست اضافى پسرها را مىبريدند بلكه دربارهء دختران نيز مشابه همين عمل را انجام مىدادند ، « بريدن دو لبهء پائين شرم زن را ختان النّساء مىگويند . « 1 » » عيسويت با اجراى مراسم غسل تعميد كه ريشهء آن زرتشتى است به اين روش و سنت ساميها پايان داد ، ولى اسلام راه و رسم ابراهيم پيغمبر را تجديد كرد و چون ساميها ختنه را در مورد پسران و دختران عملى و اجرا نمود . [ * ] در دوران قرون وسطى تنها در بلاد شام ، مصر ، افريقا و عراق عرب ، با پيروى از روش بنى سام ختنه كردن معمول بود . ايرانيان و ديگر ملل شرق نزديك در برابر اين عمل مقاومت ورزيدند و سرانجام ، فقط به ختنه كردن پسران قناعت كردند و براى آنكه روش آنها با آيين يهوديها خلط نشود ، بر خلاف آنها كه در هفتمين روز تولد نوزاد را ختنه مىكنند ، ايرانيان در هفتمين يا هشتمين سال تولد به ختنه كردن پسران مبادرت مىكردند ، و اين عمل همواره با تشريفات و مهمانيهايى توأم بود ، ولى هيچ دعا و مراسم مذهبى خاص در اين كار راه نداشت . در روز مقرر بچه با لباسهاى فاخر و زيبا در وسط اعضاى خانواده و دوستان قرار مىگرفت . عمل ختنه معمولا در ايوان منزل و در برابر چشم پدر و پدربزرگ و ساير افراد خانواده صورت مىگرفت ، به اين ترتيب كه پدر ، فرزند خود را روى چهارپايه‌اى مىنشانيد و دلاك با تيغ خود در مدت يك ثانيه ، عمل را انجام مىداد ، و سپس با خاكستر چوب كه به دقت الك شده بود محل زخم را التيام مىدادند . پس از پايان عمل ، حاضران به يكديگر تبريك و تهنيت مىگفتند و در مهمانى كمابيش مجلّل شركت مىجستند و به خوردن شيرينى مشغول مىشدند . اعيان و اشراف به مناسبت جشن ختنه و سرور فرزندان خود مهمانى مفصلى مىدادند و گاه تشريفات اين جشن روزها به طول مىانجاميد ، و در جريان آن نوازندگان و مطربها ، دارندگان ميمون و خرس ، بندبازها و ساير هنرمندان در برابر تماشاچيان هنرنمايى مىكردند . در
هامش
( 1 ) . دهخدا لغت‌نامه ، حرف خ .