تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 188

مساهمون:

ص١٨٨

وضع نوزاد پس از تولد

« . . . به محض اين‌كه بچه از شكم مادر بيرون مىآمد ، ماما او را مىگرفت و بند نافش را مىزد . با تمام ميل و اصرارى كه اطرافيان براى تشخيص پسر يا دختر بودن نوزاد از خود نشان مىدادند ، وى مدتى از اعلام مطلب خوددارى مىكرد . چه او مىدانست كه اگر نوزاد پسر باشد با خوشوقتى و استقبال بيشترى روبرو خواهد شد . سپس نوزاد را چهار مرتبه مىشستند و در دفعهء آخر داخل آب چند نوع گل براى تطهير مىريختند و با جوشانده‌اى كه از اين گلها به دست مىآمد ، نخست نوزاد را مىشستند ، سپس كليهء كسانى كه نوزاد را لمس كرده بودند دست خود را با آن پاك مىكردند . بعد ماما ، در نزديكى گهواره ، آتشى در منقل روشن و اسفند دود مىكرد . . . اين آتش را براى دفع ارواح خبيثه و جن و ابليس و غيره مىافروختند . علاوه بر اين ، سنن و آدابى كه پس از تولد رعايت مىكردند بسيار بود . مهمترين آنها اين بود كه بچه را از خطر اجنه كه همواره درصدد آزار و اذيت آثار الهى هستند ، دور نگه دارند . بعد يك دانه تخم پنبه را در آب تربت مىزدند و در دهان نوزاد مىگذاشتند ، سپس در اطراف طفل قند ، نان ، و طلا مىنهادند . منظور آنها از گذاشتن قند اين بود كه طفل ملايم و شيرين‌زبان باشد و مراد آنها از نهادن نان ، كمك به عمر نوزاد بود ، و هدف آنها از گذاشتن طلا آن بود كه سعادت و خوشبختى به نوزاد روى آورد . مدت چهل روز به مادر اجازه نمىدادند كه خود را از آلودگى پاك كند ، يا قدم در آستانهء در گذارد ، يا به كوه نظر افكند زيرا به گمان مردم آن روزگار ، زن نجس و ناپاك ، قنوات و آبها را خشك مىكرد . مدت 21 روز او را از تر كردن موى خود ، يا دست زدن به هر چيز ، باز مىداشتند ، زيرا آنان چنين زنى را عامل اشاعهء آلودگى مىشمردند . در دوران چهل روزهء ناپاكى ، زن حتى حق نزديكى به آتش ، و لمس كردن اشياء چوبى يا ظروف گلى را نداشت . براى آنكه تماس بين نوزاد و مادر روى ندهد ، طفل را به دايه مىسپردند و فقط پس از پايان اين مدت ، مادر مىتوانست پستان خود را به دهان بچه بگذارد ، در اين مدت چهل روز ناپاكى ، وى ناگزير شير خود را مىدوشيد و به دور مىريخت . اگر دايه‌اى براى شير دادن به نوزاد پيدا نمىكردند ، و هيچ يك از بستگان و همسايگان نيز قادر به تأمين شير نوزاد نبود ، ناچار به طفل مخلوطى از كره و عسل خالص مىخوراندند . ( كه از نظر صحى بسيار زيانمند بود ) . مادر طفل نيز ناگزير بود به حلوايى نرم كه از آرد گندم ، روغن گوسفند و شيرهء انگور درست مىشد قناعت نمايد . والدين در كشورهاى شيعه و سنى براى اطفال خود نخست اسمى