و اطمينانى كه هزاران انسان درستكار و امين از اينراه پيدا مىكنند بهاى زيادى نيست ، هرچند نازكدلان نپسندند !
صفحهء 117 ، سطر 17 -
. . . لذا برخى از فقهاء غلام غيرمملوك را منع و غلام مملوك را تجويز كردهاند .
حرمت اين كار از مسلّمات اسلام و مورد اجماع همهء فقهاى مذاهب اسلامى است و بقول آلوسى « 1 » در تفسيرش : للإجماع على عدم حلّ وطىء المملوك الذّكر ( ج 18 ص 6 ) پس اگر نادان فقيهنمايى ! براى ارضاى خاطر حكام ستمگر و شهوتپرست عصر خود ، چنين فتوايى داده باشد بىترديد از زمرهء فقهاء خارج بوده است .
صفحهء 137 ، سطر 5 -
مكتوب و مقدر است .
بايد دانست كه تقدير الهى و قضاى حق ، منافات با ارادهء انسان ندارد زيرا اراده و اختيار انسان نيز در تقدير الهى بوده و خداوند ، مخلوق انتخابگرى را به قضاى خويش آفريده است و از اينرو آدمى ملزم به كوشش و تلاش است كه :
« لَيْسَ لِلْإِنْسانِ إِلَّا ما سَعى ، وَ أَنَّ سَعْيَهُ سَوْفَ يُرى »
« * » ( النجم / 39 و 40 ) البته پس از تلاش لازم ، اگر ارادهء انسان مقهور حوادث شد و يا نظام تكوين بر آدمى غالب آمد بايد « رضا » به « قضا » را فراموش نكند كه آرامش دنيا ( بجاى آه و افسوس و شكايت ) و آسودگى آخرت در پى آنست . در اينجا به همين مختصر اكتفا مىشود زيرا بحث مستوفى از « ارادهء انسان و قضاى الهى » مبحثى طويل الذيل و پردامنه است و در اين تنگنا حق آن را اداء نتوان كرد و همين اشاره تا حدى مىتواند راهنماى علاقهمندان به اين مبحث باشد .
صفحهء 152 ، سطر 24 -
. . . اين تفاوت و اختلاف از ديندارى ما و بىدينى آنها است !
خوب بود كسى از نويسندهء كتاب حاجى بابا ! بپرسد كدام امتياز بزرگ اخلاقى غرب ، شما را به دهشت افكنده كه اينچنين احساس حقارت مىكنيد ؟ ! غرب كه بقول شما در « كفر و زندقه » فرورفته چه طرفى از اين فاجعه - جز استثمار ملل ضعيف و ايجاد جنگهاى بزرگ جهانى و رواج بىبندوبارى بسته است ؟ ! ( با اينكه به نظر ما ، غرب را بطور مطلق به كفر و زندقه متهم كردن ، درست نيست ، در غرب نيز ديندارى وجود دارد ) . از آنسو مگر ما ، در روزگار قاجاريه واقعا ديندار و خداترس و پرهيزگار بودهايم كه انتظار داشتيد احوالمان بهتر از
هامش
( 1 ) . آلوسى ، از علماى متأخر عراق كه مفتى اهل تسنن بود و صاحب تفسير مشهور « روح المعانى » است .
* . نصيب انسان جز نتيجهء سعى و كوشش وى چيزى نيست و همانا نتيجهء تلاش وى را به او نشان خواهند داد .