مىنويسد : « مرا يقين است كه از بزرگترين رسولان هرگز كمتر نيستم ! ! » ( رسالهء دوم پولس به قرنتيان ، باب يازدهم ) . نتيجهء اين رقابت ، انتخاب تعليمات ويژه ! و انجيل مخصوص ! و نفى ساير اناجيل بود ! چنان كه مثلا « لوقا » انجيل خود را تحت نظارت پولس نگاشت و مستر هاكس ( نويسندهء قاموس كتاب مقدس ) دربارهء لوقا مىنويسد : « تاريخ شخصى او ، پيش از مصاحبت با پولس و بعد از آن نامعلوم است يا مبتنى بر روايات مجهولهء غيرمعينه است » ( قاموس ، صفحهء 772 ) .
بدينترتيب پولس افراد نامعلومى را به انجيلنگارى وامىداشت و ديگر اناجيل را تخطئه مىكرد ! چنان كه در نامهء خود به غلاطيان مىنويسد : « تعجب مىكنم كه بدين زودى از آنكس كه شما را به فيض مسيح خوانده است برمىگرديد بسوى اناجيلى ديگر » ! ( غلاطيان ، باب اول ) . البته چنين بدعتگذارى ، نظام بردگى را به صورت ننگين خود تأييد مىنمود و در اينباره مىنويسد : « اى غلامان ! آقايان بشرى خود را چون مسيح با ترس و لرز ، با سادهدلى اطاعت كنيد » ! ( رسالهء پولس به افسسيان ، باب ششم ) . ولى پرواضح است كه اين قبيل آموزشها را به مسيح عليه السلام كه براى اصلاح بشر و عبوديت خدا ( نه بندگى ديگران ) قيام كرده نمىتوان نسبت داد چنان كه آموزشهاى پيامبر گرامى اسلام ( ص ) را با رفتار برخى از خلفا يا شيوخ عرب در رواج بردهدارى و بردهفروشى نتوان قياس كرد بويژه كه بردهدارى قديم مبتنى بر آدم دزدى و فروش انسانها از اينراه بوده و پيامبر عظيم اسلام ( ص ) با اين كار به سختى مخالفت فرموده است و اگر سخن از « رقبات » در اسلام مىرود در واقع اكثر آنها ستمگرانى بودهاند كه به جنگ مسلمين آمده و اسير مىشدند و مدتى قليل در حكم بردگان بودند تا آزاد شوند . چنان كه قرآن كريم دربارهء آنها فرموده :
« فَإِمَّا مَنًّا بَعْدُ وَ إِمَّا فِداءً »
( محمد / 4 ) . يعنى ، « آنانرا يا منت نهاده آزاد كنيد يا عوض بگيريد و آزاد سازيد » . و جز اين گروه اگر كسى از دوران قبل از اسلام يا به صورتى ديگر بنزد مسلمين بود به حكم آياتى مانند :
« فَكُّ رَقَبَةٍ »
( البلد / 13 ) يا :
« فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ »
( مجادله / 3 ) يا :
« أَوْ تَحْرِيرُ رَقَبَةٍ »
( المائده / 89 ) يا :
« فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ »
( النساء / 92 ) . كه همگى توصيه به آزاد كردن « رقبات » است ، رهايى مىيافت بخصوص كه سهمى از زكات عمومى ، براى استخلاص « رقبات » رسما كنار گذاشته شده بود چنان كه در سورهء توبه مىخوانيم :
« إِنَّمَا الصَّدَقاتُ لِلْفُقَراءِ وَ الْمَساكِينِ وَ الْعامِلِينَ عَلَيْها وَ الْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ وَ فِي الرِّقابِ . . . »
( التوبه / 60 ) .
بدينترتيب ، اسلام براى آزادى بشر از رقيّت و بردگى ، گامى بلند در قانونگذارى خود برداشت و از اينرو فقهاى اسلام در ابواب فقه اسلامى ، كتابى تحت عنوان : « كتاب العتق » يعنى :
« كتاب آزادى بردگان » عنوان كردهاند ولى از « كتاب الاسترقاق » يعنى : « كتاب بردهگيرى » در ابواب فقهى نشانى ديده نمىشود ، و از پيامبر گرامى اسلام ( ص ) آوردهاند كه فرمود : « شرّ النّاس من باع النّاس » ( كافى و وسائل ، كتاب التجارة ) . يعنى : « بدترين مردم كسى است كه انسانها را بفروشد » !