تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 176

مساهمون:

ص١٧٦
بسم اللّه الرحمن الرحيم

توضيحات

صفحهء 18 ، سطر 1 -

پولس ، حوارى مسيح اين نظام جابرانه را تقديس مىكرد و . . . بايد دانست كه پولس از حواريون مسيح ( ع ) نبوده و نويسنده در اينباره راه خطا پيموده است ، زيرا نام « حواريون » در عرف مسيحيت به دوازده تن اطلاق مىشود كه زمان حضرت مسيح را درك كرده و از خواص آن حضرت شمرده مىشدند و پولس در روزگار مسيح عليه السلام از جملهء دشمنان آن حضرت و از يهوديان سرسخت و متعصب بود و حتى حواريون عيسى ( ع ) را به مرگ تهديد مىكرد ولى پس از دورهء مسيح ( ع ) ناگهان ادعا نمود كه در راه دمشق ، مسيح بر او آشكار شده ! و معجزه‌آسا به وى ايمان آورده است و از سوى عيسى ( ع ) مأمور تبليغ مسيحيت مىباشد ! ( كتاب اعمال رسولان ، باب 9 ) . سپس با برگزيده‌ترين حواريون مسيح يعنى پيطروس و برنابا مخالفت آغاز كرد و با ارسال نامه‌هايى به اين سو و آن سو ، پطرس و برنابا را « منافق » خواند ( رسالهء پولس به غلاطيان ، باب دوم ) . پطرسى كه مسيح ( ع ) دربارهء او گفته بود : « من نيز ترا مىگويم كه تويى پطرس ، و بر اين صخره كليساى خود را بنا مىكنم و ابواب جهنم بر آن استيلا نخواهد يافت و كليدهاى ملكوت آسمانها را به تو مىسپارم و آنچه در زمين ببندى در آسمان بسته گردد و آنچه در زمين گشايى در آسمان گشاده شود » ( انجيل متى ، باب شانزدهم ) . آنگاه پولس كوشيد تا آئين مسيح ( ع ) را به سويى كشاند كه پيوندش با شريعت موسى ( ع ) به كلى بگسلد ، مثلا با اينكه عيسى ( ع ) و حواريون همگى بنا به شريعت ابراهيم ( ع ) و موسى ( ع ) « ختنه » شده بودند ، پولس به مسيحيان چنين نوشت : « اينك من پولس به شما مىگويم كه اگر مختون شويد ، مسيح براى شما هيچ نفع ندارد » ! ! ( رسالهء پولس به غلاطيان ، باب پنجم ) . بنابراين پولس را تحقيقا بايد « بدعت‌گذارى » در آئين مسيح شمرد كه از راه رقابت و دشمنى با حواريون در نظر داشته افكار و منويات خود را در آئين تازه داخل كند . وى به قرنتيان