تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 175

مساهمون:

ص١٧٥
ابن مقله بيضاوى متولد به سال 272 مقتول به سال 328 كاتب ، منشى ، شاعر و اديبى خوش‌نويس بود و خط كوفى را بسيار نكو مىنوشت ، و خطوط ريحانى ، ثلث ، محقق ، نسخ ، توقيع ، رقاع و تعليق را اختراع كرد . در سياست دست داشت سخت جاه‌طلب بود . در دوران وزارت مال فراوان اندوخت . دشمنان از او سعايت كردند و از كار بر كنار شد و چون بار ديگر درصدد برآمد بر مسند ابن رائق بنشيند الرّاضى بالله موضوع را به ابن رائق رقيب او گفت و در شوال 326 پس از اندك پرسش و پاسخ ابن رائق از خليفه خواست كه دست راست او را قطع كنند . الرّاضى موافقت كرد هرقدر درباريان وساطت كردند و هنرها و خدمات ديرين او را برشمردند و گفتند كه اين دست كه قرآن نوشته و هفت خط اختراع كرده سزاوار بريدن نيست سودى نكرد و دست راست او را حضورا بريدند و به زندانش بردند . پس از چندى خليفه پشيمان شده و به درمان او فرمان داد تا خوب شد پزشك او گفت : روزى كه براى معالجهء او مىرفتم به دست بريده و حال زار خود بگريست و گفت : « خدمت بها الخلفا و كتبت بها القرآن الكريم بخطين دفعتين تقطع بها كما تقطع ايدى اللصوص . » يعنى اين دستى را كه با آن به خلفا خدمت كردم و قرآن كريم را به دو خط و دو بار به رشتهء تحرير درآوردم مانند دست دزدان بريدند . پس از چندى كه زخمش بهبود يافت بار ديگر الرّاضى پيغام داد براى جبران مافات ميل دارم كه مجددا وزارت را به تو بدهم . ابن مقلهء جاه‌طلب باور كرد و آمادگى خود را اعلام نمود . بار ديگر به اغواى ابن رائق زبانش را بريدند . با اين حال زار مدتى در زندان بود تا در 56 سالگى درگذشت . ابيات زير را در زندان پس از قطع دستش گفته است :
ما سمت الحياة لكن توثقت * بايمانهم فبانت يمينى بغت دينى لهم بدنياى حتى * حرّمونى دنياهم بعد دينى و لقد حطت ما استطعت بجهدى * حفظ ارواحهم فما حفظونى ليس بعد اليمين لذّة عيشى * يا حيوتى بابت يمينى فبينى
من از زندگى ملول نشدم اما به سوگندهاى آنها مطمئن گشتم پس دستم قطع شد . دين خود را براى خاطر آنها به دنيا فروختم و همين كه دينم از كف رفت مرا از دنياى خودشان هم محروم كردند ، تا جايى كه در توانم بود در راه حفظ جان آنها كوشيدم ، معذلك مرا حفظ نكردند . بعد از قطع دست راست ، ديگر براى من عيشى نخواهد بود . اى زندگى حال كه دست از من دور شد تو هم دور شو . . . « 1 » »
هامش
( 1 ) . محمد حسين ركن‌زاده آدميت : دانشمندان و سخن‌سرايان فارسى ، جلد اول ، ص 65 به بعد .
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 175 | مرتضى راوندى