ادب به چه روز زارى مىافتد « 1 » .
در كتاب ايران بىنقاب نوشتهء ترولر نيز بسيارى از خصوصيات اخلاقى و اجتماعى ايرانيان بدون پردهپوشى و تعارف بيان شده ما قسمتى از نوشتههاى اين نويسنده آلمانى را براى بيدارى و انتباه هموطنان نقل مىكنيم : « . . . ايرانيهاى امروزى مىكوشند كه خود را مانند اروپائيان نشان بدهند ولى انسان در هر قدم با بىذوقى و كجسليقگى آنها در اقتباس و تقليد روبرو مىشود . . . ايرانيان تعصبى شديد دارند كه عيوب و نارسائيهاى خود را پنهان دارند ، مىكوشند چيزهائى را كه ابدا ربطى به فرهنگ و هنر اصيل آنها ندارد ، مانند پيشرفتهاى صنعتى و خيابانهاى قشنگ و هتلهاى سبك فرنگ و تأسيسات علمى و اقتصادى جديد را به رخ ما بكشند ، اگر كسى پرروئى كند و يكى از عيوب آنها را به يادشان بياورد فورا برافروخته مىشوند و تقصير را به گردن انگليس مىگذارند . . . يكى از خصال ايرانيان ، كتمان حقيقت است زندگى مردم تهران از صبح تا شام عبارت از دروغ گفتن و يكديگر را گول زدن و كلاه گذاشتن و تلاش بىملاحظه براى پول درآوردن و پيش رفتن و پامال كردن و عقب زدن ديگران است « 2 » . . .
مجتبى مينوى نيز در كتاب داستانها و قصهها ، از كجروى و انحرافات اخلاقى نسل جوان شكايت مىكند :
« جوانهائى كه درس خواندهاند و عالم شدهاند و دنيا را ديدهاند بايد نوعدوستتر و درستكارتر از قديمىها باشند بالعكس مىبينيم كه علم و تحصيل آنها را در دزدى و كجروشى قهارتر و دليرتر كرده است چو دزدى با چراغ آيد گزيدهتر برد كالا ، عجب اينست كه داد همهشان بلند است و به هركس برمىخورى ناله مىكند كه مردم دزد و بد شدهاند ، اما همان كسانى هم كه از دزدى و بدى ديگران شاكى هستند در كارى كه بدست خودشان است كم از ديگران نيستند پس اين مملكت را كه بايد اصلاح بكند ؟ به وزيران و بزرگان قوم هم كه از دست زيردستانشان شكايت مىبرى اول چيزى كه مىگويند اينست كه چقدر حاضرى مايه بگذارى « 3 » . »
رفتم از مدرسه پرسم سبب حرمت مى * دَرِ هركس كه زدم بى خود و لا يعقل بود
هامش
( 1 ) . يادگار سال سوم شماره 6 و 7 ص 6 .
( 2 ) . از كتاب ايران بىنقاب اثر ترولر( Ch . G . Troeller )ترجمه حشمت مويد در مجله راهنماى كتاب ارديبهشت 39 ص 94 ببعد .
( 3 ) . داستانها و قصهها ص 159 .