اين سرگذشت مىتوان به خوبى به فقدان آزادى فردى در محيط اجتماعى عهد قاجاريه پى برد و آثار ظلم و استبداد را حتى در مورد طبقهء ممتاز جامعه مشاهده كرد .
در جوامع منحط و عقبمانده يعنى در كشورهايى كه اكثريت مردم از تعليم و رشد اجتماعى و اخلاقى كافى بىبهرهاند مجاهدان و خدمتگزاران و فرزندان و بازماندگان آنها مورد تأييد و احترام مردم قرار نمىگيرند . ميرزا محمد خان قزوينى دانشمند معاصر ما نمونهاى از اين انحطاط اخلاقى را تصوير مىكند :
رفتار مردم جاهل با فرزند ميرزا رضاى كرمانى
ميرزا رضا كرمانى فرزند ملا حسين عقدانى از مريدان سيد جمال الدين افغانى معروف به اسدآبادى بود . تفصيل احوال او و علل و اسبابى كه او را به قتل ناصر الدين شاه وادار نمود در استنطاق مفصل مبسوطى كه از او و كسان و آشنايان او پس از واقعهء قتل ناصر الدين شاه در نظميهء تهران به عمل آمد شرح داده شده است . علاوه بر اين در تاريخ پيدايش تأليف ناظم الاسلام كرمانى و نيز در تاريخ « انقلاب ايران » تأليف براون شرح واقعه به تفصيل آمده است . استاد فقيد محمد قزوينى شرح قتل ميرزا رضا را چنين توصيف مىكند : « دو ماه و چيزى پس از جلوس مظفر الدين شاه در تهران ، ميرزا رضا را صبح روز پنجشنبه دوم ماه ربيع الاول 1314 قمرى در ميدان مشق تهران به دار آويخته و مردم از اطراف به تماشاى آن جثهء آويختهء دستها از پشت بسته كه انسان را بىاختيار منقلب مىكرد مىآمدند و اطراف دار را قراولان شب و روز نگاه داشته نمىگذاردند مردم از مسافتى معين نزديكتر روند . . . پس از اعدام ميرزا رضا پسرى 16 - 17 ساله از او كه گويا هموست كه در صورت استنطاق ميرزا رضا « تقى » ذكر شده مدتها در محله ما در بازارچهء معيّر الممالك در يك دكان نانوايى تافتونى ديده مىشد كه به شغل شاگردى آن دكان مستخدم بود و در غايت فقر و فلاكت به نظر مىآمد و من چون آن دكان در سر را هم بود و هر روز مكرر از آنجا عبور مىكردم غالبا مىديدم كه مردم راهگذار با تعجب او را مانند يك حيوان عجيب و غريبى به يكديگر نشان مىدادند و مىگفتند كه اين پسر ميرزا رضا قاتل شاه شهيد است و آن بيچاره كه مثل گاو پيشانى سفيد در تمام تهران معروف شده بود و حتى از محلات دور هم مردم به تماشاى او مىآمدند ، هر وقت مىديد كه مردم لحظهاى ايست كرده او را با انگشت نشان مىدهند از فرط شرم و خجالت سر را به زير مىانداخت و هيچ به طرف آنها نگاه نمىكرد . . . « 1 » »
هامش
( 1 ) . يادگار ، سال سوم ، شمارهء دهم ، ص 14 .