تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 151

مساهمون:

ص١٥١
گفت من با همين لباس خودمان كه به حضور شاه خودم مىروم ، به حضور شاه شما هم با همين لباس خواهم آمد . . . كشمكش چنان به درازا كشيد كه پادشاه به ستوه آمد و گفت : « به جهنم با هر لباسى مىخواهند بيايند « 1 » . » در كتاب حاجى باباى اصفهانى از اختلاف عظيمى كه بين اخلاق و عادات و رسوم ايرانيان با فرنگيها وجود دارد سخن رفته است : « فرنگيها بجاى اينكه موى سر را بتراشيد و ريش را ول كنند ، ريش را مىتراشند و موى سر را مىگذارند . چنان كه در چانه مو ندارند . فرنگيها روى چوب و تخته مىنشينند در صورتى كه ما روى زمين مىنشينيم . فرنگيها با كارد و چنگال غذا مىخورند ، ما با دست و پنجه مىخوريم . آنها هميشه متحركند ، ما هميشه ساكنيم . آنها لباس تنگ مىپوشند و ما لباس گشاد مىپوشيم . آنها نماز نمىكنند و ما روزى 5 وقت . در نزد آنها اختيار با زن است در نزد ما اختيار با مرد است . زنهاى آنها يك‌ورى بر اسب مىنشينند . زنهاى ما راست سوار مىشوند . آنها ايستاده قضاى حاجب مىكنند ، ما نشسته . آنها شراب را حلال مىدانند و كم مىخورند ، ما حرام مىدانيم و زياد مىخوريم . اينها پاره‌اى از تفاوتها بود . اما آنچه مسلم و محقق است و هيچ جاى انكار نيست اين است كه فرنگيها نجس‌ترين و كثيف‌ترين مخلوق روى زمينند چرا كه همه چيز را حلال مىدانند و همه جور جانور و حيوانى را مىخورند ، حتى خوك و سنگ‌پشت و قورباغه ، بىآنكه دلشان به هم بخورد و حال قى و تهوع به آنها دست بدهد . مرده را با دست تشريح مىكنند بدون آنكه دلشان به هم بخورد . . . بدون آنكه بعد از آن غسل ميت بجا آورند . نه غسل جنابت سرشان مىشود و نه تيمم بدل از غسل . لعنته الله عليهم اجمعين « 2 » . » سرهنگ دروويل كه در زمان فتحعلى شاه در ايران بود ، راجع به مختصات اخلاقى ايرانيان چنين مىنويسد : « ايرانيان تا جائى كه قوانين مذهبى اجازه دهد اصول تمدن را پذيرفته‌اند ، آنها مردمانى ملايم ، و مهربان و باادب‌اند . ايرانيان در مهمان‌نوازى بىنظير و در ياوه‌گوئى استاد و در روابط با ديگران خدعه‌گرند . آنها توجهى به امور جدى ندارند . ناگهان رشته جالبترين گفتگوها را قطع مىكنند تا دربارهء اوصاف اسبان و وضع شكار و ييلاق سخن گفته و يا توجه مصاحب خود را به پرواز مگس يا پرنده‌اى جلب كنند . عاشق بزرگ‌منشى و دوستدار طمطراق و خودنمائى هستند . تنبلى آن‌ها توصيف‌ناپذير است . اما اگر ضرورت ايجاب كند بسيار فرز و چابك‌اند . شجاعتشان تا حد تهور مىرسد . اما فاقد فكر درست و ثبات‌قدم در كار ، بخصوص در سختىها هستند . ايرانيان بسيار خرافاتىاند . . . براى بالا بردن مقام خانواده و ثروت خويش از توسل به هيچ شيوه ماكياولى ابا ندارند . در برابر پادشاه ، خود را مطيع و منقاد
هامش
( 1 ) . از كتاب حاجىبابا اصفهانى صفحه 371 . ( 2 ) . حاجى بابا صفحه 97 .